مصاحبه با جناب آقای دکتر ابوالفضل غفاری دبیر هم اندیشی دانشگاه فردوسی مشهد

اساسا انسان با انتخاب شناخته می شود. عدم مشارکت، یک کنش منفعلانه است نه (رفتار) فعالانه.

اساسا انسان با انتخاب شناخته می شود از انتخاب کلان تا انتخاب مثلا بگوییم چه میوه ای میخواهد بخورد تا چه ماشینی می خواهد سوار بشود تا انتخاب نماینده تا انتخاب دین همه اینها انتخاب هستند و انسان موجود انتخابگر است. اگر انتخاب نکند فیلسوفان وجودگرا می گویند که در دوره های پیش رشدی یا پیش وجودی قرار دارد. یعنی ما فرد رشدیافته داریم، فرد وجودیافته داریم ، فرد تحقق یافته داریم و فردی که هنوز به این نقطه نرسیده است. انسان انتخاب گر انسانی است که از مرحله پیش رشدی عبور کرده و به مرحله رشد رسیده است و به مرحله وجودی رسیده است.

درخدمت دکتر غفاری هستیم که از دبیران ارزشمند هم اندیشی هستند لطفا خودتان را معرفی بفرمایید.

من ابوالفضل غفاری هستم عضو هیئت علمی گروه مبانی تعلیم و تربیت دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد. در حال حاضر دبیر هم اندیشی دانشگاه فردوسی و همینطور مسئول مرکز مشاوره و توانمندسازی دانشجویان دانشگاه فردوسی هستم. قبلا هم مدیر فرهنگی دانشگاه و معاون فرهنگی دانشگاه و مسئول اداره دانشجویان شاهد و ایثارگر بودم.

 

سایر فعالیت هایتان مثلا فعالیت های سیاسی را بفرمایید.

سابقه حضور در جبهه اگر سابقه سیاسی محسوب بکنیم و سال 66 هم جانباز شدم و اینکه عضو هیئت نظارت بر انتخابات شورای نگهبان هستم.

 

سوال دیگری درخصوص جایگاه دانشگاه به عنوان مرجعیت فکری که جایگاه تاریخی و ممتاز است؛ الان ممکن است سلبریتی­ها بخواهند برای این جایگاه چالش ایجاد کنند. راهکار حضرتعالی برای تقویت این مرجعیت اساتید و دانشگاه چیست؟

راهکاری که می توانیم داشته باشیم شاید تا اندازه ای شبیه کاری است که شما درحال انجام آن هستید. یعنی اینکه ما باید به اساتید و به دانشگاهیان بگوییم که ما انتظار داریم که در این زمینه­ها نقش آفرینی کنند. شاید خود آنها به اندازه کافی انگیزه نداشته باشند به هر دلیلی یا ممکن است حس کنند این وظیفه آن ها نیست یا حس بکنند اگر با صدا و سیما مصاحبه داشته باشند یا در روزنامه مطلبی بنویسند این مساله جنبه خودنمایی پیدا کند. خب سلبریتی ها از خودنمایی شاید استقبال هم بکنند. اینکه فالوور جمع کنند و اینکه دیگران را تحت تاثیر قرار بدهند. اما شاید این برای اساتید چندان موضوعیت نداشته باشد که بخواهند خود را نشان بدهند و اظهار فضل بکنند. اگر خودشان این انگیزه را داشته باشند و یک احساس مسئولیت داشته باشند که خب فوق العاده عالیست. اما اگر آنها اینطور نباشند، جامعه یا بهتر بگوییم نهادهایی مثل نهاد رهبری و آنهایی که این را وظیفه دانشگاهیان می دانند باید بروند سراغ اساتید و از آنها بخواهند چونکه باید از آنها خواسته شود. آنها بالاخره می گویند معلم مثل نخلی است که باید انتظار بکشید تا رطب بدهد. البته انتظار فعالانه و نه انتظار منفعلانه. یعنی ماباید برویم از اینها بخواهیم و اینها را وارد این معادلات بکنیم و به آنها تکلیف بکنیم. به عبارتی شما وظیفه دارید مثلا در شورای شهر بیایید. اگر خودتان می توانید حضور پیدا کنید مثلا عضویت داشته باشید اگر هم به هر دلیلی علاقه ندارید در این  خصوص بیایید راهنمایی کنید و نظر بدهید و یا افراد مناسب را پیشنهاد بدهید و نظیر این. به نظرم باید از آنها خواسته بشود تا این نقش را ایفا بکنند شاید خودشان به اندازه کافی برای این موضوع احساس تکلیف نکنند چون آنها تکلیفشان یک تکلیف صرف دانشگاهی است. اما اگر از طرف جامعه این پیشنهاد ارائه بشود تا حدی می تواند موثر باشد.

 

خب آقای دکتر ایام انتخابات ریاست جمهوری  است و اگر اجازه بفرمایید یکی دو سوال در این باره هم داشته باشیم. تحلیل حضرتعالی در این خصوص چیست که رسانه های بیگانه اصرار می کنند بر عدم مشارکت مردم و عدم تاثیرگذاری رأی مردم در قالب پویش نه به شرکت در انتخابات، راهکار شما چیست؟

باید ببینیم کدام رسانه ها دارند این کار را میکنند؟ ببینید رسانه هایی که این نقش را دارند اگر داخلی باشند اگر این صدای آنها همنوایی با صدای ظالمان و مستکبران باشد این قابل قبول نیست. یعنی اگر ببینیم این پویش نه به انتخابات یا رأی ندادن چه پشتوانه ای دارد؛ پشتوانه ارزشی قطعا ندارد. چون ما مشارکت را همیشه ارزشمند دانستیم. در طی تاریخ، از منظر اخلاق از منظر فلسفه اخلاق از منظر ارزش شناسی مشارکت یک ارزش است. چه در زمینه امور خیلی کوچک چه در زمینه های بزرگتر مثل انتخاب رئیس جمهور و اصلا بحث انتخاب را اگر ما بخواهیم تاکید بکنیم یک چنین چیزی است.  اساسا انسان با انتخاب شناخته می شود از انتخاب کلان تا انتخاب مثلا بگوییم چه میوه ای میخواهد بخورد تا چه ماشینی می خواهد سوار بشود تا انتخاب نماینده تا انتخاب دین همه اینها انتخاب هستند و انسان موجود انتخابگر است. اگر انتخاب نکند فیلسوفان وجودگرا می گویند که در دوره های پیش رشدی یا پیش وجودی قرار دارد. یعنی ما فرد رشدیافته داریم، فرد وجودیافته داریم ، فرد تحقق یافته داریم و فردی که هنوز به این نقطه نرسیده است. انسان انتخاب گر انسانی است که از مرحله پیش رشدی عبور کرده و به مرحله رشد رسیده است و به مرحله وجودی رسیده است. از دید آنها که بگوییم انتخاب کردن یک ارزش است و مشارکت کردن در انتخابات هم ارزش است. ما میخواهیم یک چیزی را انتخاب بکنیم خب این یک فرصتی است که بعد از انقلاب در کشور ما ایجاد شده است. ما قبلا که انتخاب گر نبودیم در این زمینه و خوشبختانه ما در این زمینه وضعیت بسیار خوبی داریم ولی هنوز به اون حدی که بگوییم صد در صد جامعه انتخابگر هستند نرسیده ایم. در این مورد هم می شود گفت بعضی ها فکر می کنند نظری دارند اما دیگران هستند و انتخاب می کنند. خب اینها انتخاب کردن را از خود و در واقع این فرصت را از خود گرفته اند و به دیگران داده اند. البته نمی شود گفت اینها انتخاب نکرده اند، چون می شود گفت اینها انتخاب نکردن را انتخاب کرده اند. بعضی ها گفته اند عدم مشارکت در انتخابات هم نوعی کنش سیاسی است بله کنش محسوب می شود. اما کنش منفعلانه محسوب می شود نه کنش فعالانه. به نظر بنده باید ما مقداری تحلیل بکنیم که چه کسانی از انتخاب کردن ما سود می برند و چه کسانی از انتخاب کردن ما ضرر می بینند. برداشت من از مشارکت در انتخابات این است که مشارکت یعنی پشتوانه ایجاد کردن برای یک دولت، دولتی که میخواهد در صحنه های بین المللی ایفای نقش بکند. یعنی باید بنشیند برسرمیز مذاکره باید برود سازمان ملل حرف بزند باید در مجامع مختلف اظهار وجود بکند وقتی این دولت یک پشتوانه انتخاباتی داشته باشد طبیعتا با اقتدار صحبت میکند. اما اگر نداشته باشد امتیاز میدهد. اگر مثلا دولتی با کودتا سرکار بیاید یا مثلا با شیوه های دیگری بیاید یا با رای کم بیاید طبیعتا امتیاز خواهد داد به دشمن ما  هم همانطور که میدانید بی دشمن نیستیم . جاهای مختلفی هست که دشمنان میخواهند حتما فشار بیاورند بنابراین کسانی که از نه به رای دادن حمایت میکنند از یک دولت ضعیف دارند استقبال میکنند دولتی که نه می تواند در برابر دشمنان به اندازه کافی مقتدر باشد. حالا این را هم بگویم که بعضی ها ممکن است فکر بکنند که ما ممکن است رای بدهیم و کسی رای نیاورد. اشکالی ندارد مهم این است که آن دولت میداند در این انتخابات مثلا پنجاه میلیون نفر شرکت کرده اند و هر دولتی که انتخاب بشود فقط به نظرات موافق که مسئول نیست به همه کسانی که در آن کشور هستند مسئولیت دارد. بنابراین نسبت به همه آن پنجاه میلیون نفر که رای داده­اند چه وی را انتخاب کرده باشند چه نه تفاوتی نمیکند. این مثل تیم های فوتبال نیست و در انتخابات رئیس جمهور ،رئیس جمهور همه افراد است نه رئیس جمهور کسانی که به او رای داده اند.

 

-آقای دکتر خیلی ممنون اگر اجازه بدهید  من از آقای دکتر ابوالفضل غفاری بپرسم که اگر بخواهد در انتخابات شرکت کند مهم ترین انگیزه اش برای شرکت چیست؟ مهم ترین دلیلش برای شرکت در این عرصه چیست؟

من انگیزه های زیادی دارم اما اگر به حداقل انگیزه هایی که شاید دیگران هم برایشان مهم باشد بخواهم توضیح بدهم، باید عرض بکنم که این شعر سعدی را که میفرماید (به راه بادیه رفتن به ازنشستن باطل / وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم) ما وظیفه خود را باید انجام بدهیم و تلاشمان راباید بکنیم.

 

آقای دکتر عذر میخواهم ،آقای دکتر ابوالفضل غفاری نوعی، اگر بخواهد در انتخابات شرکت نکند مهم ترین عامل بازدارندگی اش چیست؟

نا امیدی ، بنظرم مهم ترین عامل، ناامیدی است که البته میدانیم انتخاب بدی است یعنی انسان هدفمند هیچوقت نا امید نمیشود انسان مسلمان انسانی با انگیزه انسان فرهیخته هیچوقت نا امید نمیشود و همه تلاشش را میکند در سخت ترین شرایط هم امیدش را از دست ندهد ، نکته دیگر هم که باید عرض بکنم در بحث انتخابات به این آیه از قرآن میخواهم اشاره بکنم که میفرماید «یا أیّها الّذین آمنوا إذا ضربْتمْ فی سبیل اللّهفتبیّنوا» ای کسانی که ایمان آورده اید وقتی برای جهاد در راه خدا از خانه خارج میشوید تحقیق کنید. جهاد در راه خدا همانطور که از اسمش پیداست یعنی تلاش و کوشش کردن در راه خدا است. اما در عین حال خداوند میفرماید «فتبیّنوا» باز هم جستجو و بررسی بکنید. جهاد در راه خدا با نیت خوب هم باشد نباید نسنجیده انجام داد. بنابراین ما وظیفه داریم خیلی تلاش بکنیم برای شناخت که کار خدا پسندمان هم به نحو شایسته انجام بدهیم.

آقای دکتر بی تعارف ترین جمله ای که میخواهید بگویید تا ضبط و منعکس شود که حرف دلتان باشد بفرمایید.

بی تعارف ترین حرف دلم ،باید بگویم غرور، از غرور علمی بپرهیزیم. از تقلید بپرهیزیم. از کسب مال و منال و در واقع شهرت و چیزهایی مثل این بپرهیزیم. تا ان شاالله بتوانیم نقش موثر و ماندگاری داشته باشیم.

 

خیلی ممنون آقای دکتر اولین چیزی که به ذهنتان می آید بعد از شنیدن این کلمات چیست؟

قاسم :                                      عزیز ماست

 سوم خرداد:                             حماسه است

 ایران:                                      عشق ماست                          

پرستار:                                     محبت            

کرونا:                                      مزاحم

قدس:                                     آرمان ماست

برجام:                                     یک خسارت است طبیعتا

انگلیس:                                  روباه                               

استاد:                                      احیاگر

شهید:                                     یک دستاورد،یک مقام      

        

خیلی ممنون بسیار استفاده کردیم .

 

 

کلمات کلیدی
مدیر سایت
تهیه کننده:

مدیر سایت

0 نظر برای این مقاله وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *