بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با استادان دانشگاه ها به ضمیمه سخنرانی استادان منتخب دانشگاه ها در محضر رهبر معظم انقلاب- 93.4.11

شماره خبر : ٥٢٦٢٥٣ تعداد نمایش خبر:144 تاریخ درج خبر:1396/05/25

http://hamandishi.nahad.ir/index.jsp?fkeyid=&siteid=742&fkeyid=&siteid=742&pageid=78228&newsview=526253

این جلسه همواره یکى از شیرین‌ترین جلسات براى این حقیر است؛ هم به‌خاطر مطالبى که در اینجا گفته میشود - که غالباً مفید و داراى ژرف‌نگرى و پشتوانه‌ى فکرى و علمى است - و هم بیشتر از آن، به‌خاطر خودِ فضاى علمى جلسه. و اساساً هم هدف اصلى ما از این جلسه همین است که ما احترام و تکریم خودمان را نسبت به دانشمندان و علماى متعهّد - که بزرگ‌ترین ثروتهاى کشور هستند - به شکل نمادین در اینجا ابراز کنیم.


 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
والحمدلله ربّ‌العالمین و صلّى‌الله على محمّد و آله الطّاهرین‌
خوشامد عرض میکنم به برادران و خواهران عزیز، اساتید محترم دانشگاه؛ مجموعه‌ى دانشمندانى که در اینجا حضور دارید. این جلسه همواره یکى از شیرین‌ترین جلسات براى این حقیر است؛ هم به‌خاطر مطالبى که در اینجا گفته میشود - که غالباً مفید و داراى ژرف‌نگرى و پشتوانه‌ى فکرى و علمى است - و هم بیشتر از آن، به‌خاطر خودِ فضاى علمى جلسه. و اساساً هم هدف اصلى ما از این جلسه همین است که ما احترام و تکریم خودمان را نسبت به دانشمندان و علماى متعهّد - که بزرگ‌ترین ثروتهاى کشور هستند - به شکل نمادین در اینجا ابراز کنیم.
سخنان زیادى در ذهنهاى شما هست هرکدام از شما مطالبى براى گفتن دارید که اگر اقبالى و توفیقى براى شنیدن آنها میبود، یقیناً فوایدى بر آن مترتّب بود. و امیدواریم این سخنان، این افکار در جاى خود به شکل مناسب، در مجامع علمى، در مبادلات دانشگاهى مطرح بشود، و مسئولین از این نظرات، از این افکار استفاده کنند. و یقیناً آنچه مجموعه‌ى اندیشه‌هاى دانشمندان و ژرف‌نگران ما در سطح دانشگاه کشور، نسبت به مجموع مسائل کشور خواهند داشت، مجموعاً یک ثروت بزرگى را به دست‌اندرکاران مدیریّت کشور تقدیم خواهد کرد و ارائه خواهد کرد، که امیدواریم مورد استفاده قرار بگیرد. لیکن خب، طبعاً جلسه‌ى محدود کنونى ما این ظرفیّت را ندارد که بتوانیم از همه‌ى نظرات استفاده کنیم.
من از برادران عزیز و خواهر عزیزى که صحبت کردند، تشکّر میکنم. همه‌ى سخنرانان و گویندگان نکات بسیار خوبى را مطرح کردند و از بیاناتشان استفاده کردیم؛ ان‌شاءالله از مجموع این بیانات هم در برنامه‌ریزى‌ها، در تبادل نظر با مسئولین اجرایى کشور استفاده خواهد شد و باید اثر آن ان‌شاءالله دیده بشود.
خب، ما هدفمان تکریم علم و عالم، و شنیدن و نیوشیدن(۱) مطالب دوستان و اساتید محترم بود که بحمدالله تا امروز و تا این لحظه حاصل شد. عرایضى هم عرض میکنیم.
اوّلاً فضاى رمضان، فضاى صفا و معنویّت و صدق و اخلاص است. از این فضا سعى کنیم حدّاکثر استفاده را بکنیم؛ هم در آنچه ارتباط قلبى ما با خدا است، این رابطه‌ى معنوى را، رابطه‌ى شخصى را با خداى متعال در این ایّام تقویت کنیم - که برترین و بزرگ‌ترین فایده و نفع براى هر انسانى، تقویت این رابطه است - هم براى زندگى جاوید ما و حیات اخروى ما، که زندگى واقعى آنجا است؛ هم براى آن مفید است، هم براى همین زندگى نقدِ حاضر ما مفید و اثربخش. علاوه‌ى بر این، سعى کنیم از این فضاى معنویّت و صفا که در ماه رمضان در سطح جامعه عمومیّت دارد، براى ارتباطات صحیح و معنوى میان خودمان و دیگران استفاده کنیم و تصمیم‌هاى درست بگیریم، اقدامهاى درست بکنیم؛ خوشبینى را، اعتماد را، ایجاد محبّت را، خیرخواهى نسبت به یکدیگر را در ارتباطات خودمان دخالت بدهیم، و این بهره را از ماه رمضان ببریم که در روابط اجتماعى و روابط انسانى یک تلطیفى به‌وجود بیاوریم؛ و فضاى زندگى را، فضاى کشور را، یک فضاى نورانى‌ترى بکنیم؛ این هم از عهده‌ى یکایک ما برمى‌آید؛ شما که استاد هستید و داراى جایگاه علمى برترى هستید و طبعاً بر روى محیط پیرامون خودتان - چه دانشجو و چه غیر دانشجو - میتوانید در این زمینه تأثیر بیشترى بگذارید.
چند نکته را من یادداشت کرده‌ام که عرض بکنم؛ چون این دیدار، دیدار مغتنمى است براى بنده که انسان، با جمعى از زبدگان و نخبگان فکرى و علمى مواجه است. ما که دائماً به نیروى انسانى کشور افتخار میکنیم، خب، بهترین نیروى انسانى و برجسته‌ترین نیروى انسانى همین عناصرى هستند که در دانشگاه مشغول تربیت انسانهاى دانشورند؛ یعنى اساتید محترم دانشگاه. فرصتى است که ما نکاتى را به صورت رویاروى عرض بکنیم.
نکته‌ى اوّل مربوط به همین نهضت علمى کشور است. این موضوع به نظر بنده خیلى مهم است. مسئله‌ى حرکت علمى کشور، به نظر من یک‌چیز اساسى است براى حیات آینده‌ى ملّت ما و جامعه‌ى ما، بلکه به یک اعتبار براى حیات دنیاى اسلام. ما سالها است - شاید ده‌سال، دوازده‌سال است - که روى مسائل علم تکیه میکنیم و پاسخ هم داده است؛ یعنى حقیقتاً حرکت علمى و نهضت علمى در کشور شروع شده است و پیش رفته است و کارهاى بزرگى انجام گرفته است - که نمونه‌ى آن را از اساتید محترم شنیدید، و نمونه‌ها خیلى بیش از آن چیزى است که این دوستان در اینجا بیان کردند - کار شروع شده است و واقعاً در دنیا هم شناخته شده این حرکت علمى کشور و در واقع رونمایى شده از نهضت علمى کشور عزیز ما، لکن آنچه من را دچار دغدغه میکند، این است که ما این حرکتمان هنوز به نقطه‌ى ثبات نرسیده است. ما مثل کسانى هستیم که در یک سراشیبى تند، داریم به طرف بالا حرکت میکنیم. بله، حرکت کرده‌ایم، پیش هم رفته‌ایم، کارهاى زیادى هم انجام گرفته است، امّا وسط راهیم؛ به دلایل مختلف در نیمه‌ى راهیم - من حالا نمیخواهم خیلى در این زمینه تفصیل بدهم؛ خب، صحبت کرده‌ایم در جاهاى مختلف، به مناسبتهاى مختلف عرایضى را عرض کرده‌ایم - در این سربالایى تند که داریم حرکت میکنیم، اگر توقّف کردیم، این توقّف با عقب‌گرد همراه خواهد بود؛ توقّف دیگر نیست. اگر حرکت ما از دوْر افتاد، بازگرداندن این نهضت، این حرکت، این شتاب علمى مشکل‌تر خواهد بود؛ این دغدغه‌ى ما است. من میخواهم عرض بکنم به این حرکت علمى باید با همه‌ى توان نیرو رساند، مدد رساند، باید کار کرد؛ نبادا وضعیّتى پیش بیاوریم که این حرکت متوقّف بشود؛ مطلب اوّل ما و مطلب اصلى ما این است.
مطمئنّاً انگیزه‌هایى وجود دارد در جبهه‌ى دشمنان ما براى متوقّف کردن حرکت علمى کشور. حالا بعضى‌ها روى کلمه‌ى دشمن حسّاسیّت دارند؛ به ما اعتراض میکنند که چرا مدام میگویید دشمن، دشمن؛ درحالى‌که شما قرآن [را] ملاحظه کنید، مى‌بینید اوّل تا آخرِ قرآن چقدر تکرار شده عنوان «شیطان»، عنوان «ابلیس»؛ مکرّر گفته شده، مکرّر تکرار شده. از دشمن که نباید غفلت کرد. دشمن‌دانستنِ دشمن که عیب نیست؛ اینکه ما روى دشمن مدام تکیه میکنیم، معنایش این نیست که از عیوب خودمان و مشکلات درونى خودمان غافلیم؛ نه، اَعدى‌ عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتى بَینَ جَنبَیک؛(۲) از همه‌ى دشمنها بدتر، دشمن درونى ما است، دشمن خود ما است، نفْسِ راحت‌طلب ما است، تنبلى ما است، تن‌آسایى ما است، عدم تدبیر ما در پیشبرد امورمان [است‌] - اینکه معلوم است - اینها به جاى خود محفوظ؛ امّا غفلت از دشمن بیرونى، خطاى راهبردى عظیمى است که ما را دچار خسارت خواهد کرد. خب، باید دشمن را شناخت، دید - حالا [اینکه] شما میگویید برخوردمان با دشمن این‌جور باشد، آن‌جور نباشد، بحث دیگرى است - دشمنىِ او را باید فهمید، نقشه‌ى او را باید تشخیص داد. یکى از نقشه‌هاى مهمّ دشمن، متوقّف کردن حرکت علمى در کشور است. خب، وقتى این را فهمیدیم، برمیگردیم به دانشگاه؛ اینجا آن مدیریّت جهادى که ما عرض کردیم،(۳) معنا پیدا میکند. چون جهاد عبارت است از تلاشى که در مقابل یک دشمنى‌اى انجام میگیرد؛ هر جور تلاشى جهاد نیست. جهاد عبارت است از آن تلاشى که در برابر یک چالش خصمانه از سوى طرف مقابل صورت میگیرد؛ این جهاد است. آن‌وقت معناى مدیریّت جهادى در اینجا این است که توجّه بکنید که حرکت علمى کشور و نهضت علمى کشور و پیشرفت علمى کشور مواجه است با یک چالش خصمانه، که در مقابل این چالش خصمانه شما که مدیرید، شما که استادید، شما که دانشجو هستید، باید بایستید؛ این شد حرکت جهادى و مدیریّت دستگاه؛ چه مدیریّت دانشگاه، چه مدیریّت وزارت، چه مدیّریت هر بخشى از بخشهاى گوناگون این عرصه‌ى عظیم، خواهد شد مدیریّت جهادى. ما البتّه در گذشته، در یک دورانى، نمونه‌هاى نامطلوبى در دانشگاه داشتیم. کسانى را در یک دانشگاه معتبر کشور داشتیم که جوانهاى نخبه را تشویق میکردند به ترک کشور! اینکه مکرّر میگویند فرار مغزها، فرار مغزها؛ آدمهایى داشتیم که دانشجوى نخبه را جستجو میکردند، پیدا میکردند، تشویق میکردند به اینکه کشور را ترک کنند و بروند؛ در یک دورانى این را داشتیم؛ و در یک دورانى دیدیم این را و گذراندیم این دوران را که در داخل وزارت کسانى بودند که در مقابل حرکت علمى و پیشرفت علمى مانع‌تراشى میکردند؛ [البتّه‌] ممکن است با دلایلى از نظر خودشان موجّه، امّا واقعیّت همین بود که مانع‌تراشى بود. اینها نباید تکرار بشود؛ دانشگاه در اختیار کسانى قرار نگیرد که پیشرفت علمى را به هیچ مى‌انگارند؛ به آن اهمّیّت نمیدهند؛ دانشگاه در اختیار کسانى قرار بگیرد که عاشق پیشرفت علمى کشورند؛ اهمّیّت این مسئله را براى سرنوشت این ملّت و براى سرنوشت این کشور درک میکنند. این عرض اصلى ما است؛ مخاطب این مسئله، هم مسئولین دولتى هستند، هم مسئولین دانشگاه‌ها هستند، هم خود شما اساتید هستید؛ دانشگاه حرکتى را شروع کرده، نگذارید این حرکت متوقّف بشود؛ این حرکت بایست ادامه پیدا کند و باید مضاعف بشود. عرض کردم - حالا جاى تفصیل کلام در اینجا نیست - ما هنوز خیلى راه در پیش داریم تا به آن نقطه‌اى برسیم که از لحاظ علمى مورد نظر است؛ خیلى باید تلاش کرد؛ خیلى باید مجاهدت کرد.
از لحاظ کوتاه‌مدّت هم اعتقاد بنده این است - یعنى این اعتقاد ناشى از کارى است که کارشناس‌ها و صاحب‌نظرها کرده‌اند - که تحریمها هم - که امروز مسئله‌ى تحریمها یکى از مسائلى است که در ذهنها مطرح است - با پیشرفت علم بى‌اثر میشود. با نگاه کوتاه‌مدّت و میان‌مدّت هم که نگاه کنیم - با قطع نظر از آن آینده‌ى طولانى و بلندمدّت - اگر کشور میخواهد تحریمها که امروز ابزارى است در دست دشمنان ما براى تحقیر ملّت - از تحریم براى فشار آوردن روى آبروى ملّى، غیر از فشارهاى عملى که مربوط به زندگى است استفاده میکنند و تحقیر میکنند؛ اینکه ما از گذشته، در این چند سال مدام تکرار میکردیم که روى مسئله‌ى تحریمها خیلى تکیه نکنید، به‌خاطر این است - [بى‌اثر شود]، با نگاه علمى به مسائل کشور، و توجّه به علم، و پیوند دادن علم و صنعت و کشاورزى - که توضیحات آقایان محترم را در این زمینه‌ها شنیدید - تحریمها بى‌اثر خواهد شد. و ما در این زمینه‌ها میدان کار برایمان باز است و میتوانیم کار کنیم؛ شرکتهاى دانش‌بنیان یکى از اساسى‌ترین کارها در مقوله‌ى همین اقتصاد مقاومتى است که مطرح شده و درباره‌ى آن بحث شده است و مورد تأیید و تصدیق همه‌ى اطراف مسائل کشور قرار گرفته است.
البتّه در تشخیص شرکتهاى دانش‌بنیان دقّت بشود، یعنى شاخصه‌ها و مشخّصه‌ها [معیّن بشود] و شرکت دانش‌بنیان استانداردسازى بشود؛ این‌جور نباشد که به اسم شرکت دانش‌بنیان کسانى بیایند و همین کارهایى را که در برخى از عرصه‌هاى دیگر معمول است - دلّالى و مانند اینها - در [اینجا] پیش ببرند. به معناى واقعى کلمه، شرکتِ دانش‌بنیان [باشد]؛ این را باید یکى از محورهاى اساسى قرار داد.
من اینجا در داخل پرانتز این را هم عرض بکنم که برخى از کسانى که جایگاهى براى حرف زدن دارند و تریبون دارند، در اصل مسئله‌ى پیشرفت علمى کشور تردید میکنند! ما این را مصلحت نمیدانیم؛ یعنى واقعاً از روى بى‌اطّلاعى است. یک وقتى یکى از مسئولین کشور درباره‌ى مسائل نظامى یک نظرى داده بود که خب مطابق واقع نبود؛ بنده گفتم یک «تور نظامى» براى مسئولین کشور قرار بدهید؛ بیایند یک خرده‌اى در محیطهاى نظامى گردش کنند، حقایقى را، واقعیّاتى را ببینند، معلوماتشان نسبت به موجودىِ نظامى کشور بالا برود. حالا در مورد مسائل علمى هم متأسّفانه گویا همین‌جور است؛ باید یک «تور علمى» بگذاریم براى مسئولین در بخشهاى مختلف. حالا بعضى از بخشها را دوستان بیان کردند؛ یکى از آقایان نانوفنّاورى را فرمودند - البتّه فقط نانوفنّاورى نیست - فرمودند چاهى حفر میکنیم، به نم که میرسد، آن را ول میکنیم؛ نه، دارند دنبال میکنند. آن کسانى که حفّار چاه هستند، واقعاً دارند دنبال میکنند، به جاهاى خوبى هم رسیدند. خب، [مثلاً] الان پزشکى کشور، از جمله‌ى پیشرفته‌ترین پزشکى‌هاى دنیا است؛ ما از علوم روز دنیا و مرزهاى دانش دنیا در پزشکى، چندان عقب‌ماندگى نداریم؛ خیلى نزدیکیم. در زمینه‌هاى دیگر هم همین‌جور؛ همین دانش هسته‌اى، دانش سلّولهاى بنیادى، و کارهاى بزرگى از این قبیل، فراوان است که ما پیشرفتهاى خیلى خوبى داشته‌ایم. کسانى که اطّلاع ندارند، خوب نیست تردید بکنند؛ خب بروند مطالعه کنند، تماس بگیرند و همین‌طور که عرض کردیم یک گردش علمى بگذارند و به یک جاهایى برسند. مطلب اصلى ما این بود که عرض کردیم. من خواهش میکنم از مسئولان وزارتخانه‌هاى مربوط، و از مسئولان دولتى ذى‌ربط که مرتبط با مسائل علم و دانشگاه و صنعت هستند، مسئله‌ى پیشرفت علمى و ارتباط علم با فنّاورى در کشور را جدّى بگیرند؛ یعنى نسبت به این مسئله واقعاً هیچ کوتاهى صورت نگیرد. این مسئله، مسئله‌ى اساسى ما است؛ یکى از اصلى‌ترین، اساسى‌ترین و فورى‌ترین مسائل ما است. کار تحقیقات به‌جاى خود، [امّا] در پژوهشها و آنچه در این زمینه لازم است انجام بگیرد، به نظر ما هیچ نبایستى کوتاهى صورت بگیرد.
یک مطلب دیگرى که من یادداشت کردم که عرض بکنم [این است‌]: خب، نقشه‌ى جامع علمى بحمدالله تصویب شد؛ آن‌طور که به من گزارش کردند، مورد استقبال هم قرار گرفته است. چندین سند علمى بر اساس نقشه‌ى جامع علمى تهیّه شده، تنظیم شده، ابلاغ شده، و چندین سند علمى دیگر در حال تدوین است؛ و به ما گفته شد که بعضى از مسئولین بخشهاى علمى از مجموعه‌اى که اجراى نقشه‌ى جامع علمى را به‌عهده دارند، درخواست تدوین سند علمى میکنند براى بخشهاى خودشان. خب، این اتّفاق افتاده است؛ این یک اتّفاق مهم و کارسازى در کشور بوده است. آنچه مکمّل این کار میتواند بشود، این است که براى دانشگاه‌هاى گوناگون کشور بر اساس مزیّتها، مسئولیّت و سهم نسبت به مجموعه‌ى نقشه‌ى جامع علمى تعیین بشود؛ دانشگاه‌هاى معتبر کشور، دانشگاه‌هاى مختلف کشور، سهم خودشان را در مجموعه‌ى این سند بزرگ چشم‌انداز علمى کشور بدانند و در آن بخشهاى ویژه‌ى مربوط به خودشان کار کنند؛ یعنى در مجموع یک جدولى به‌وجود بیاید که هر دانشگاهى سهم خودش را در پر کردن این جدول بداند و تشخیص بدهد. میتوان براساس مزیّتها و استعدادها، دانشگاه‌ها را تقسیم کرد و سهم هر دانشگاهى را به‌عهده‌ى آن دانشگاه گذاشت.
مطلب دیگرى که من یادداشت کردم عرض بکنم، این است که خب، در کار علمى و فعّالیّت علمى بحمدالله حرکت شروع شده است؛ یک نکته‌ى اساسى در فعّالیّتهاى علمى این است که فعّالیّت علمى کشور، ناظر به نیازهاى کشور باشد که این به‌طور کامل امروز تأمین‌شده نیست. همان‌طور که دوستان اشاره کردند، مقالات علمىِ نمایه‌شده‌ى کشور ما امروز مشترى دارد، یعنى مشترىِ کار علمى در دنیا فراوان است؛ ولى خب، این کافى نیست. بله، [اینکه‌] شما مقاله‌اى تهیّه کنید و مرجع واقع بشود، و به آن ارجاع داده بشود، مایه‌ى افتخار است، چیز خوبى است، براى کشور هم خیلى خوب است و نشانه‌ى پیشرفت علمى کشور است؛ امّا از این مهم‌تر این است که آنچه شما در زمینه‌ى مسائل علمى کار میکنید، ناظر باشد به نیازهاى کشور. خب، امروز ملاحظه کردید، در مورد مسائل مربوط به صنعت، مربوط به کشاورزى، مربوط به مدیریّت بحران، مربوط به مسائل گوناگون کشور، مطالبى را صاحب‌نظران ابراز کردند، نیازهایى را گفتند، کمبودها و ضعفهایى را که وجود دارد مطرح کردند؛ خب میتواند تحقیق علمى، پژوهش علمى، مقاله‌ى علمى، براى تأمین این نیازها تهیّه بشود و ناظر به رفع این نیازها باشد. این هم مسئله‌ى مهمّى است. اگر چنانچه در این زمینه دانشگاه‌هاى کشور تلاش بکنند، این مهم‌ترین کمکى است که به اداره‌ى کشور کرده‌اند. بحث کمکى که میتوانند دانشگاه‌ها و محیطهاى علمى بکنند، همین است که در زمینه‌هاى گوناگون، تأثیر بگذارند در تصمیم‌گیرى‌هاى مسئولین؛ ناظر باشد کار علمى آنها به نیازهایشان؛ حالا چه با مقالات علمى، چه با پایان‌نامه‌هایى که به دانشجوها میدهند، چه با مناظرات علمى.
یک نکته‌ى دیگرى که مناسب است به شما اساتید عرض بکنیم و اینجا من یادداشت کرده‌ام، این است که استاد جایگاه تأثیرگذارى در ذهن شاگردان خودش دارد؛ خاصیّت استادى این است؛ یعنى تفوّق(۴) علمى شما بر دانشجو و تعلیمى که به او میدهید، یک جایگاه اثرگذارى براى شما در ذهن او و در شخصیّت او به‌وجود مى‌آورد؛ از این جایگاه براى تربیت دانشجویتان استفاده کنید. ما امروز نیازمندیم که جوانان ما خوش‌روحیّه، امیدوار، شجاع، داراى اعتمادبه‌نفس، داراى ایمان، داراى روحیّه‌ى آینده‌نگر، داراى روحیّه‌ى خدمت [باشند]؛ احتیاج داریم دانشجوى ما این‌جور بار بیاید. خب، این را شما میتوانید در محیط علمى، در کلاس درس تأمین کنید. عکس آن هم ممکن است: میشود با تعبیراتى، با متلک گفتن به بنیانها و اصول پذیرفته‌شده‌ى کشور، دانشجو را نسبت به آینده‌ى کشور بى‌اعتماد کرد، بى‌اعتقاد کرد، لااُبالى کرد؛ این هم میشود. آنچه از استاد انتظار میرود فقط تغذیه‌ى علمى دانشجو نیست، بلکه تقویت روحیّه‌ى معنوى او و شخصیّت معنوى او هم از استاد متوقّع است؛ شما میتوانید در این زمینه اثر بگذارید. سعى کنید دانشجو را پایبند به تعلّقات معنوى، تعلّقات خانوادگى، تعلّقات میهنى بار بیاورید؛ دانشجو را معتقد و مؤمن به فرهنگ اسلامى بار بیاورید. بعضى به‌عکس عمل کردند در طول سالهاى متمادى قبل از انقلاب؛ بعد از انقلاب هم البتّه تا امروز رگه‌هایى مشاهده شده در دانشگاه‌ها؛ خب، ما هم اطّلاع داریم، شما هم اطّلاع دارید، کسانى را و جریانى را مى‌شناسیم، مى‌شناختید - حالا اسم کسان و اشخاص مورد نظر نیست - جریانى وجود دارد که مرعوب و مغلوب تسلّط فرهنگ غربى است؛ هرچیزِ غربى براى او مایه‌ى تمجید [است‌] و هرچیزِ میهنى و ملّى و خودى مورد تحقیر و اهانت قرار میگیرد؛ داریم کسانى از این قبیل؛ این درست عکسِ آن‌چیزى است که باید باشد. استاد در محیط دانشگاه، در محیط درس، میتواند دانشجوى خودش را، هم از لحاظ دینى مؤمن بار بیاورد، هم از لحاظ میهنى، انسان علاقه‌مند به آینده‌ى کشورش و آینده‌ى میهنش و سرنوشت ملّتش بار بیاورد؛ میتواند او را امیدوار، باروحیّه، خوش‌بین، معتقد به مبانى نظام کشور بار بیاورد؛ میتواند هم عکس عمل بکند. توقّعى که از استاد است این است: نباید سخن استاد موجب دل‌زدگى و یأس دانشجوى جوان بشود؛ مَنِش استاد هم همین‌جور است.
آنچه من به برادران و خواهران عزیز، اساتید محترم عرض میکنم این است که - قبلاً هم البتّه مکرّر در همین جلسه و جلسات دیگر این را گفتیم - استاد، محیط دانشگاه را کار اصلى خود و دلبستگى اصلى خود بداند؛ نه کار دوّم؛ نه کار فرعى و تبعى. استاد در دانشگاه مکث داشته باشد، توقّف داشته باشد، حضور داشته باشد، نیازهاى علمى دانشجو را برطرف کند، با دانشجو ارتباط برقرار بکند، صِرف رفتن و یک اداى تکلیفى به‌نحو اجمالى انجام دادن و آمدن نباشد؛ این هم نکته‌ى دیگرى است که عرض کردیم. وقت بگذارند اساتید؛ دلسوزانه با دانشجو برخورد کنند؛ این کار، دانشجو را هم به تلاش علمى وادار خواهد کرد، یعنى این موجب میشود که دانشجو رفتار استاد را در زمینه‌ى پیگیرى کار علمى براى خودش الگو قرار بدهد و به‌طور طبیعى تحت تأثیر قرار میگیرد.
یک نکته‌ى دیگر هم در مورد دروس معارف است. استادان دروس معارف، فرصت بسیار ارزشمندى را دارند در دانشگاه؛ این مجموعه‌ى عظیم دانشجویان، جماعت میلیونى دانشجو در ساعات فراوانى در اختیار استاد معارفند؛ این خیلى فرصت باارزشى است. بهترین جوانها در اختیار شما هستند؛ اگر استاد معارف با هوشمندى، با تکیه‌ى به معلومات عمیق و به‌روزشده‌ى در مسائل گوناگون فکرى و اسلامى، با دانشجو مواجه بشود، ما بیشترین سود را از حضور اساتید معارف در دانشگاه خواهیم برد. و به‌نظر ما بسیار بجا و مناسب است که نهاد نمایندگى(۵) به این مسائل توجّه کنند و دقّت کنند، برنامه‌ریزى کنند که بتوان از حضور این استادان محترم در دانشگاه براى تقویت ایمان دانشجو و تقویت عمل و ساختن شخصیّت دینى و معنوى دانشجویان بهره‌بردارى بشود.
مسئله‌ى دیگر هم مسئله‌ى علوم انسانى است، که از مدّتى پیش این مطلب را مطرح کردیم؛ دلایل این کار هم مکرّراً گفته شده. حقیقتاً ما نیازمند آن هستیم که یک تحوّل بنیادین در علوم انسانى در کشور به‌وجود بیاید. این به معناى این نیست که ما از کار فکرى و علمى و تحقیقىِ دیگران خودمان را بى‌نیاز بدانیم - نه، برخى از علوم انسانى ساخته‌وپرداخته‌ى غربى‌ها است؛ در این زمینه کار کردند، فکر کردند، مطالعه کردند، از آن مطالعات باید استفاده کرد - حرف این است که مبناى علوم انسانى غربى، مبناى غیرالهى است، مبناى مادّى است، مبناى غیر توحیدى است؛ این با مبانى اسلامى سازگار نیست، با مبانى دینى سازگار نیست. علوم انسانى آن‌وقتى صحیح و مفید و تربیت‌کننده‌ى صحیح انسان خواهد بود و به فرد و جامعه نفع خواهد رساند که براساس تفکّر الهى و جهان‌بینى الهى باشد؛ این امروز در دانشهاى علوم انسانى در وضع کنونى وجود ندارد؛ روى این بایستى کار کرد، فکر کرد. البتّه این کار، کار شتاب‌آلودى نیست - کار بلندمدّتى است، کار مهمّى است - منتها دوستانى هم که مشغول این کار هستند، لازم است سرعت متناسب را به این کار بدهند، یعنى ضمن اینکه نباید در این کار شتاب‌زدگى کرد، عقب‌ماندگى هم در این کار مطلوب نیست و مورد قبول نیست؛ بایستى کار بشود. البتّه من شنیدم و اطّلاع دارم که علاوه بر آنچه در شوراى عالى انقلاب فرهنگى در این زمینه انجام میگیرد، اساتید متعدّد دانشگاه هم در این زمینه کارهاى مهم و خودجوش دارند انجام میدهند، که این کارها خوب است در یک صراط قرار بگیرد؛ یعنى این دو مجموعه‌ى کارى با یکدیگر هم‌افزایى کند، تا ان‌شاءالله نتایجى عاید کشور و عاید دانشگاه کشور در این زمینه بشود.
آخرین مطلب هم - که ظاهراً وقت تمام شده - این است که من خواهش میکنم از مدیران دانشگاه‌ها و مسئولان گوناگون مدیریّتى که دانشگاه را مرکز جوَلان سیاسى و تلاشها و فعّالیّتهاى جناحهاى سیاسى قرار ندهید. سمّ مهلک حرکت علمى این است که دانشگاه‌ها تبدیل بشوند به باشگاه‌هاى سیاسى؛ کارى که در یک دوره‌اى انجام گرفت. این به‌معناى نفى حرکت سیاسى در بین دانشجویان دانشگاه‌ها نیست؛ بنده همیشه مدافع و منادى کار سیاسى دانشجوها و دانشگاهیان بوده‌ام و هستم - الان هم معتقدم - منتها نگاه سیاسى، مَشرب سیاسى، فهم سیاسى و فعّالیّت سیاسى داشتن، یک حرف است و دانشگاه را و کلاس درس را و محیط علمى را جولانگاه کار سیاسى قرار دادن، یک حرف دیگرى است؛ اینها با همدیگر تفاوت دارد. آرامش دانشگاه کمک‌کننده‌ى به این است که دانشگاه بتواند در زمینه‌ى مسائل علم - که این‌همه اهمّیّت دارد - کار خودش را انجام بدهد، وظیفه‌ى خودش را انجام بدهد، و اگر خداى نکرده عکس این بشود، اوّلین ضربه‌اى که خواهیم خورد، این است که حرکت علمى در دانشگاه و به تبع آن در کشور متوقّف خواهد شد، یا کند خواهد شد؛ و عرض کردیم توقّف، به‌معناى عقب‌گرد است.
پروردگارا! به محمّد و آل‌محمّد تو را سوگند میدهیم در این ساعات حسّاس و در این ایّام مبارک، برکات خودت را بر دانشگاه کشور و دانشگاهیان و دانشجویان ما نازل بفرما. پروردگارا! ما را در راهى که به هدایت عمومى ملّت ایران بینجامد و به سرافرازى دنیاى اسلام بینجامد، هدایت بفرما. پروردگارا! به محمّد و آل‌محمّد، به ما بصیرت مواجهه‌ى با چالشهاى گوناگون در دورانهاى گوناگون عنایت کن؛ به ما اخلاص لازم در حرکتى که انجام میدهیم عنایت کن. پروردگارا! شهداى عزیز ما، بخصوص شهیدان دانشگاه، و بخصوص شهیدان اخیر اتمىِ کشور را - که شهیدان علمند، شهیدان مجاهدت عمومى ملّت ایرانند - مشمول رحمت و مغفرت و تفضّل خود قرار بده. پروردگارا! ما را در راه این شهیدان ثابت‌قدم بدار.
و السّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

*****

سخنرانی استادان منتخب دانشگاه ها در محضر رهبر معظم انقلاب

 

دکتر سیداحمدرضا خضری عضو هیئت علمی دانشگاه تهران


عنوان سخن بنده، بازآفرینی تمدن اسلامی ایرانی، پندار یا واقعیت است که می‌کوشم در این فرصت کوتاه اصول و عناوین آن را عرضه بدارم. همگان می‌دانند که پس از ظهور دین مبارک اسلام و گسترش سریع آن به دیگر سرزمینها از جمله ایران و سرزمین های دیگر اروپایی مانند آندلس و در شرق تا مرزهای چین و در نتیجه تلاقی اندیشه‌های اسلامی با میراث تمدنی دیگر ملل تمدنی بالنده پدید آمد که نام آن را تمدن اسلامی می‌نامند.
این تمدن از سده اول هجری تا سده هفتم به حیات خود ادامه داد و نهایتاً از سده هفتم به بعد در اثر عواملی چند که در این فرصت مجال پرداختن به آنها نیست دچار رکود ‌ شد که می توان گفت متأسفانه با حالتی مزمن تا به امروز ادامه پیدا کرده است. در همین جهت برخی معتقدند که این تمدن مانند یک ماشین از حرکت خود بازایستاده و در صورتی که موانع و مشکلات آن را برطرف کنیم امکان حرکت مجدد آن وجود دارد. اما گروهی دیگر درنظری متفاوت اعتقاد دارند که دوران تمدن اسلامی به سر آمده و دیگر امکان بازآفرینی آن وجود ندارد. برهمین اساس بنده با توجه به بیش از دو دهه تجربه و تحقیق پیرامون تمدن اسلامی درصدد برآمدم تا با نگاهی علمی و براساس شواهد تاریخی این مسئله را بررسی کنم تا بدانیم به راستی کدام سخن درست است. در نهایت به این نتیجه رسیدم که در نتیجه همخوانی دو دسته عوامل ، یکی عوامل زیرساختی نظیر منابع اقتصادی کلان،‌زیست بوم گسترده، نیروی انسانی خلاق و دیگری عوامل دیگر نظیر تأثیرپذیری این تمدن از آموزه‌های اسلامی نبوی و علوی و اتکاء بر خرد و خردورزی و بهره‌گیری از میراث دیگر ملل و اتخاذ سیاست مدارا و تسامح و دانش دوستی و امثال آنها روند پیش‌برنده تمدن اسلامی شکل گرفت. هماهنگی این عوامل باعث گردید تا در آن زمان تمدن اسلامی به اوج شکوفایی دست یابد و متأسفانه از زمانی که این هماهنگی ضعیف شد تمدن اسلامی از درون دچار رکود شد.
پس می‌توان گفت متأسفانه عوامل درونی نقش بیشتری در رکود تمدن اسلامی داشتند که البته اکنون مجال پرداخت بیشتر به آن نیست.
رهبر معظم انقلاب و استادان گرانقدر؛ همگان می‌دانید ایران اسلامی با سابقه درخشانی که در تمدن داشته و دارد و افزون برآن بر سر شاهراههای ایجاد تمدن‌های بزرگ بشری قرار گرفته و به رغم آنکه بارها طعم شکست را چشیده اما ققنوس‌وار از میان خاکستر خود برخاسته و طرحی نو در انداخته و از آن روز که این دیار کهن به فضل الهی از تمامی عوامل کلان که قبلاً یاد کردم برخوردار بوده و در سایه دین مبین اسلام پیشرفت کرده در نهایت می‌توان گفت که اقدام برای ارائه نوین از تمدن اسلامی کاری بسیار پسندیده و آگاهانه و مبتنی بر واقعیت‌های موجود و ظرفیت‌هاس محسوس کشور است. از این رو بود که رهبری معظم انقلاب با درک درست این شرایط طرح الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را ارائه دادند. این اقدام تحسین‌برانگیز که به گونه‌ای روشن در سند چشم‌انداز 20 ساله نظام هم دیده شده می‌تواند به عنوان مهمترین هدف نظام تلقی شده و بعنوان راهبردی اساسی برای دستیابی به اقتدار و پیشرفت سیاسی، اقتصادی و تمدنی مطرح شود. با این همه باید بدانیم که بازآفرینی یا نوزایی یک تمدن بیش و پیش از هرچیز مستلزم بینشی تمدن‌ساز است. همچنین نیازمند داشتن یک عزم ملی و یک همبستگی اجتماعی که بتوان تمامی توان یک ملت را بکار بگیرد و بعنوان پشتوانه‌ای بزرگ در خدمت آن قرار بدهد. همچنان که نیازمند زیرساخت‌های لازم در بعد نرم‌افزار و سخت‌افزاراست تا محتاج دیگران نباشد و در آخر هم نیازمند راهبری و مدیریتی تیزبین و هوشیار که بتواند در مواقع خطر و پیچ‌های خطرناک تاریخ فراروی آن را نجات دهد.
استادان بزرگوار؛
تردیدی نیست که ایران در موقعیت‌ تاریخی بسیار حساسی قرار گرفته و همچنان با چالش‌های دوران گذار از جمله تهدیدهای خارجی و معضلات اقتصادی مواجه است.
از این رو اگر برآنیم همانطور که در سند چشم‌انداز اشاره شد به کشوری توسعه یافته تبدیل شویم در وهله نخست باید زمینه ایجاد فرهنگی متکی بر اصول اخلاقی، ارزشهای اسلامی و ملی را فراهم کنیم و با عداالت اجتماعی، مردم‌سالاری دینی،‌کرامت انسانی و پاسداری از آرمانهای مشروع نظام همراه سازیم و روحیه خودباوری را در همه مردم تقویت کنیم. آنها را از هر نوع خودباختگی و خودشیفتگی که بیماری مزمن تمدنهاست دور سازیم. نوآوری و نواندیشی را تقویت کنیم و روح همبستگی ملی را در آنها بیشتر کنیم و جامعه را از احساس ضعف و ناامیدی پرهیز دهیم. آغوش خود را در مقابل نقادی منصفانه باز کنیم و زمینه بهره‌مندی شهروندان را از امنیت اجتماعی ایجاد کنیم. چشم‌انداز فکری و عملیاتی خود را فراهم کنیم. ایجاد نهضت علمی و جنبش نرم‌افزاری را جدی بگیریم. وظایف مهم دانشگاهها، مراکز علمی و حوزه‌های علمیه را تبیین کنیم و نقش آنها را روشن نماییم تا سرانجام به بازآفرینی تمدن نوین اسلامی - ایرانی دست یابیم و از همین طریق به الگویی برای جهان اسلام و بشریت تبدیل شویم .
به امید آن روز، سخنان خود را با این بیت پایان می‌دهم:
فاتحه فکرت و ختم سخن نام خدایی ست بر او ختم کن
والسلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته

دکتر عباس علی آبادی مدیر عامل شرکت مپنا



بسم‌ا... الرحمن الرحیم؛ عرض سلام و ادب و احترام خدمت رهبر فرزانه انقلاب، جمع ارزشمند حاضر، اندیشمندان، فرهیختگان و دانشمندان متعهد کشور. با آرزوی قبولی طاعات و عبادات در این ماه رحمت و برکت.
چندین سال است که شاهدیم رهبری نظام در نامگذاری سال‌ها به نحوی نمادین به موضوعات اصلی که باید به آن پرداخته شود اشاره می‌کنند و به طرق مختلف به مضامین اقتصادی و اهمیت آنها تأکید می‌کنند. سال جاری نیز سال اقتصاد، فرهنگ و مدیریت جهادی نامگذاری شده است. ابلاغ سند مقاومتی نیز حجت را با همه آحاد مردم و قوای سه‌گانه به لزوم توجه به امر اقتصاد، تمام نموده است.
نظام اسلامی در سالهای اخیر تحت ظالمانه‌ترین تحریم‌ها قرار گرفته و نمونه آن تحریم بانک مرکزی که برای نخستین بار در تاریخ برای یک کشور اتفاق افتاده است و به صورت مستقیم نه یک دولت بلکه یک ملت را هدف قرار داده است، لزوم پرداختن به اقتصاد مقاومتی را روشن می‌نماید. باید توجه نمود اقتصاد مقاومتی صرفاً مربوط به دوران تحریم نیست و مضامین بیان شده در آن لازمه رشد سریع کشور و رسیدن به جایگاه شایسته خود در عرصه بین‌المللی می‌باشد و نگرش درون‌زا و برون‌گرا الگویی است مترقی که در صورت فهم و اجرای دقیق آن می‌توان به اهداف نظام رسید. با نگاهی به مضامین بیان شده در این سند ارزشمند که به موضوعات مهمی چون توسعه کارآفرینی، فعال‌سازی سرمایه‌های انسانی و علمی، پیش‌تازی اقتصاد دانش‌بنیان و پیاده‌سازی نقشه جامع علمی کشور، سهم‌بری عادلانه همه عوامل در چرخه تولید مبتنی بر افزایش سهم سرمایه انسانی، با افزایش سطح آموزش و مهارت و استفاده از ظرفیت‌های مناطق آزاد و ویژه اقتصادی برای انتقال فناوری‌های پیشرفته و صادرات هدفمند پرداخته شده درمی‌یابیم که رسالت عظیمی برعهده دانشگاهها گذاشته شده است. حتی مهمتر از آن برقراری ارتباط ساختاریافته بین این سند و اسناد بالادستی نظیر سند چشم‌اندازتوسعه و سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی امری ضروری است که باید مبتنی بر روشهای علمی آن هم منبعث از شرایط کشور و با تأکید بر درون‌زا بودن شکل‌ گیرد تا زمینه برای تنظیم برنامه قانون پنج‌ساله ششم که تنظیم آن هم‌اکنون در دولت جدید کلید خورده است فراهم آید.
به همین منظور پرداختن به سه مرحله اساسی برای به بار نشستن این سند لازم است:
اول، شناخت قابلیت‌ها، ظرفیت‌ها و ضعف ها و چالش‌هایی که در مسیر کار وجود دارد.
دوم، شناخت استراتژی‌ها و برنامه‌هایی که از طرف قدرت¬های جهانی به نحوی برای تضعیف روند پیشرفت کشور تدارک دیده شده و داشتن سناریوی خنثی‌کننده آن برنامه‌ها
سوم، ارائه راهکارهای عملیاتی ترمیم نقاط ضعف و مراقبت از هرگونه آسیب و آسیب‌پذیری نقاط قوت و در نهایت اجرا و نظارت بر حُسن اجرا.
همچنین ایجاد ساختارهای سایه در عرصه اقتصاد می‌تواند همانند ایجاد ساختارهای سایه در برخی زمینه‌های دیگر که تاکنون از آسیب‌پذیری نظام کاسته و بلکه موجب رشد و تعالی آن شده است مؤثر واقع شود. بعنوان نمونه افزایش سهم تولید داخل که یک ایده‌آل و اقدام ارزشی به حساب می‌آید در صورت عدم فهم صحیح موضوع اجرایی نخواهد شد.
همانطور که می‌دانیم سیاست‌های اقتصادی و بدنبال آن شاخص‌های کلان و حتی خرد اقتصادی مبنای تصمیمات معقول و مقرون به صرفه مدیران می‌باشد. اگر سیاست‌های اقتصادی به گونه‌ای وضع شود که تصمیمات مدیران با هدف ارزشمند حمایت از تولید داخل همراستا شود در آن صورت مجموعه تصمیمات و فعالیت‌های اقتصادی دولت و بخش خصوصی در جهت رشد تولید داخل هم‌افزا می‌شوند و اگر واردات کالا مقرون به صرفه شود در آن صورت رشد اقتصادی کشور به شدت با سرکوب تولید داخل اجین می‌شود و این به معنی نابودی آرمان خودکفایی خواهد بود. شاید بتوان گفت، امروز و بویژه در دوران پس از تحریم در چنین شرایطی قرار خواهیم گرفت. تجدیدنظر در سیاست‌ها و مقررات ارزی، مقررات واردات و صادرات، مراحل سرمایه‌گذاری، نرخ ارز، از ضروریات حمایت از تولیدات داخل می‌باشد که همه قوا در آن نقش دارند. سیاست‌های ابلاغ شده در سند اقتصاد مقاومتی با برخورداری از مبانی ارزشی و توجه به مبانی علم اقتصاد مورد اقبال و خشنودی همه بخش ها اعم از دولتی و خصوصی شده و در واقع نقطه تکامل اسناد بالادستی حساب می‌شود.
لکن عملیاتی نمودن و اجرایی شدن آن منوط به مطابقت و تأثیرگذاری مضامین این سند و سند چشم‌انداز و سند سیاست کلی اصل 44 در برنامه‌های 5 ساله توسعه است.
به عنوان نمونه‌ای دیگر در بخش انرژی کشور، به معنای عام آن یعنی انرژی به صور اولیه نفت و گاز یا به صورت صور ثانویه آن یعنی برق، ما نیازمند تدوین استراتژی‌های راهگشا هستیم. آیا واقعاً در عرصه نفت و گاز، کشوری با قدمت حدوداً صدساله چگونه باید نیازمند آن باشدکه از توسعه میدان گرفته تا صنایع پایین‌دستی احساس کند به کمک کشورهایی که حتی قطره‌ای نفت و ذره‌ای گاز ندارند، نیازمند است! چگونه بپذیریم که در صنعت استراتژیک برق که از نقاط قوت جمهوری اسلامی است و در جایگاه ششم سازندگان توربین‌های گازی بزرگ قرار دارد، در اثر بی‌توجهی به مضامین اقتصادی به نقطه ضعف تبدیل شود. جهت‌گیری‌های اقتصادی در سالهای اخیر بگونه‌ای بوده است که اقتصاد برق را دچار بیماری لاعلاجی کرده که نتیجه آن بدهی زیاد دولت محترم به تولیدکنندگان خصوصی و شرکتهای پیمانکاری فعال در این صنعت خصوصاً ساخت نیروگاه شده است. تصور نمایید درحالی که بنگاه¬های بزرگ ارزشمند فعال در این عرصه، نتوانستند مطالبات چندهزار میلیاردی خود را دریافت کنند و سیاست¬های اقتصادی هم بگونه‌ای بوده است که هیچ ملاطفتی حداقل در زمینه پرداخت مالیات و حقوق گمرکی، بیمه و کارفرما و بهره وام¬های دریافتی ننموده است با باز شدن فضای سیاسی با بی‌توجهی اندک بازار کشور از این پیمانکاران صبور مذایقه و به بهانه تکنولوژی بالاتر و راندمان بهتر به تولیدکنندگان انحصاری خارجی واگذار و در نهایت تعطیلی تولیدات داخلی را به دست خود رقم بزنیم.
شک نداریم چنین اتفاقی نخواهد افتاد و مسئولین محترم فرمایش مقام معظم رهبری درخصوص عدم تراشیدن رقیب برای بنگاه¬های صنعتی استراتژیک را متاع تلقی نموده و دستاوردهای نظام در دهه‌های اخیر را فدای فضای باز سیاسی نخواهند نمود.

فرهیختگان گرامی؛ به قول خیام:
از منزل کفر تا به دین یک نفس است وز عالم شک تا به یقین یک نفس است
این یک نفس عزیز را خوش‌ می‌دار کز حاصل عمر ما همین یک نفس است

من به عنوان عضوی کوچک در جامعه دانشگاهی عرض می‌نمایم که مرز میان سیاستهای خوب و سیاستهای منجر به تخریب اقتصاد کشور شاید آنچنان روشن نباشد. در این خصوص توجه به نکات زیر ضروری می‌نماید:
انگیزه ایرانی مسلمان در حمایت از علم و علم‌آموزی که همه خانواده‌های ایرانی، مستمند و قوی، ‌از کودکستان تا دانشگاه خود را موظف به علم‌آموزی فرزندان خود می‌دانند سرمایه‌ای ارزشمند است که در اختیار جامعه علمی کشور قرار دارد. ما نه تنها در بعد کّمی بلکه به نظر می‌رسد باید امروز در بعد کیفی بیش از پیش در عرصه آموزش عالی همت بگماریم. گذر سریع در تحصیلات از سطوح کارشناسی به تحصیلات تکمیلی آثار بسیار خوبی برای کشور داشته است اما بی‌توجهی به دوره‌های کارشناسی می‌تواند پایه‌های علمی کشور را سست کند. روا نیست اساتید ما به دلیل تولید مقالاتی که در ارتقاء آنها تأثیرگذار است صرفاً به آموزش دانشجویان خود در مقطع تکمیلی توجه کنند و از مقطع کارشناسی غافل شوند که اولی زیربنای دومی است. لازم است به پوشش حمایتی عرصه‌های کار و صنعت برای دانشگاه بیش از گذشته توجه نماییم، که دانشمند بی‌عمل مانند شجر بی‌ثمر است و صنعت بدون پشتوانه تولید علم داخلی مانند درخت بی‌ریشه است و ماندگاری ندارد. سه رکن اصلی برای بالا نگه داشتن رشد اقتصادی عبارت است از افزایش اشتغال نیروی انسانی، افزایش بهره‌وری و افزایش سرمایه‌گذاری فیزیکی. باید بکوشیم که اقتصاد و توجه به مبانی اقتصاد را به دانشجوی جوان خود در هر رشته تزریق نماییم و بالاخره دوره‌های فرصت مطالعاتی اساتید در عرصه‌های کار و صنعت و حضور مستمر و معنی‌دار مدیران و کارشناسان در فضاهای آموزشی و تحقیقاتی کشور و مشارکت آنها در فعالیت‌ها می‌تواند راهگشا باشد.
تشکر می‌کنم و عذرخواهی می نمایم اگر کلام طولانی شد.

دکتر ابراهیم پورجم عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس


بسم‌ا... الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب خدمت مقام معظم رهبری و اساتید گرامی حاضر در جلسه؛ ضمن تشکر از حضرتعالی، بعنوان عضو کوچکی از جامعه علمی کشاورزی و منابع طبیعی کشور، به استحضار می‌رسانم جامعه کشاورزی علیرغم پیشرفت‌های زیاد از دفاع خوبی در سطح جامعه برخوردار نیست. البته مقصر اصلی هم افرادی همچون بنده هستند که بحث را از منظر کلبه محقر روستایی باصفا و چهره‌های آفتاب سوخته کشاورزان عزیز که ولی‌نعمتان ما هستند به گونه‌ای تعریف می‌کنیم که جز کوله‌باری از مشکلات به مخاطب منتقل نمی‌شود. البته مخاطب آگاه خواهد پرسید اگر اینگونه است پس سفره‌های 75 میلیون نفوس مؤمن کشور چگونه رنگین می‌شود. خوشبختانه این بخش یکی از پیچیده‌ترین بخشها از نظر علمی و خواستگاه علوم جدید نانوتکنولوژی و بیوتکنولوژی است و از نادر بخش‌هایی است که دارای انباشت علمی بوده و بالاترین تحقیقات در مرزهای دانش بشری در آن قابل اجرا بوده و از این لحاظ کمترین وابستگی را دارد.
با امکانات موجود و با همت بالای متخصصان می‌توان کارآیی در بخش کشاورزی را چندین برابر افزایش داد. شاهد مثال فاصله بسیار زیاد بین میانگین و حداکثر تولید کشور است. مثلاً گندم با میانگین تولید 5/3 و حداکثر تولید 13 تن در هکتار. کُلزا، یک و شش دهم و حداکثر 5/7 تن، سیب درختی میانگین 16 و حداکثر بیش از 140 تن، مرکبات میانگین 15 و حداکثر 70 تن و پسته 2/1 تن و حداکثر بیش از 5/1 تن در هکتار است. این نسبت درباره بقیه محصولات نیز برقرار و کافی است. این میانگین غیرنرمال که به سمت حداقل تمایل دارد باید اندکی به حد نرمال نزدیک شود. این روزها شاهد کاهش چشمگیر ارزش دسترنج تولیدکنندگان و عرضه تولیدات با قیمت بالا در بازار هستیم. خرید تضمینی محصولات،‌ حمایت از تعاونی‌های موجود، تشکیل تعاونی‌های جهادی سیال و جلب همکاری مسئولین محترم، راهکارهایی عملی جهت اصلاح روند موجود است.
الگوی تغذیه به عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلی امنیت غذایی، سبک زندگی و اقتصاد مقاومتی نباید منفک از شرایط اقلیمی کشور باشد. متأسفانه در سالهای اخیر ما به شدت از الگوی تغذیه سالم و سنتی خود فاصله گرفتیم مثلاً برای تولید هر کیلو سیب زمینی 250 لیتر آب مورد نیاز است درحالی که برای تولید یک کیلو برنج که مصرف آن این روزها به شدت در صدا و سیما تبلیغ می‌شود 2500 لیتر آب و در کشور ما 5000 لیتر آب مصرف می‌شود. ارائه الگوی مصرف توسط کارشناسان در کشور کار مشکلی نیست، متأسفانه جیره غذایی دام و طیور ما نیز به نوعی دیگر دچار مشکل است که باید توسط شما بومی‌سازی و حل شود. عدم وجود آمار و اطلاعات با پایه صحیح و دقیق از دیگر مشکلات اصلی ما است. وجود حدود 165 میلیون هکتار خاک مقدس این ذهنیت اشتباه را بوجود آورده است که ما هیچ محدودیتی در استفاده از اراضی نداریم. حال آنکه تنها 18 میلیون هکتار از آن قابلیت کشاورزی دارد با این حساب سرانه زمین زراعی ما دو دهم هکتار است. از این میزان تنها 3/1 دهم میلیون هکتار زمین‌های درجه 1 است که 25 درصد محصولات کشور را تأمین می‌کند و 4/3 میلیون نیز اراضی درجه 2 هستند و مابقی فاقد بازدهی مناسب هستند. این درحالی است که سالانه 10 تا 30 هزار هکتار از اراضی تغییر کاربری پیدا می‌کنند که این یک سونامی خاموش و تهدید جدی برای صنایع غذایی کشور است و بنده و شما در این رابطه مسئول هستیم.
گفته می‌شود میزان نزولات آسمانی سالانه 400 میلیارد متر مکعب است با احتساب ورود آبهای مرزی 125 میلیارد متر مکعب قابل استفاده است درحالی که این آمار مربوط به سال 1342 و بر مبنای 250 میلی متر بارندگی سالانه و تبخیر 70 درصد محاسبه گردیده. در حال حاضر بررسی‌ها می‌گوید میزان بارندگی ما 228 میلی‌متر و تبخیر حدود 75 درصد است و آب استحصالی حدود 95 میلیارد مترمکعب در خوش‌بینانه‌ترین حالت است. از اینجا می‌توانیم علت دعواهای موجود بین برنامه‌ریزان کشور در دولت‌های مختلف را ردیابی کنیم. بارها گفته شده که بخش کشاورزی و منابع طبیعی دارای مشکلات ساختاری است و اگر رفع نشود دستیابی به بسیاری از توفیقات میسر نخواهد بود. در واقع عرصه کاری ما در روستاها است اما نیروهای ما در شهرها هستند. عدم وجود متصدی واحد د ر حوزه آموزش و پژوهش و عدم ارتباط مناسب بین مراکز تحقیقاتی وابسته به وزارتین جهاد کشاورزی و... و در نهایت عدم ارتباط بهینه هردوبخش، تقسیم بیش از حد بودجه‌های پژوهشی و عدم بازدهی مناسب تشکیل کارگروهها تخصصی برای ارائه بهترین ساختار ممکن در سطح کلان و اصلاح نظام بهره‌برداری در عرصه تولید و ارائه نتایج آن به مسئولین محترم پیشنهاد ماست. والسلام علیکم و رحمت‌الله

سرکار خانم دکتر باقری عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی

 

بسم‌ا... الرحمن الرحیم؛ خداوند متعال را شاکرم که توفیق زیارت حضرتعالی را نصیب بنده و همکارانم قرار داده است.
سابقه توجه به عنصر فرهنگ به عنوان عنصری راهبردی در قاموس انقلاب اسلامی سابقه‌ای دیرین دارد و به عبارتی تازگی ندارد. ادبیات انقلاب شاهدی بر این مدعا هستند همچنین سخنان معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) در مورد فرهنگ بعنوان مبدأ خوشبختی و بدبختی یک جامعه و نظایر آن و تعبیر حضرتعالی از فرهنگ به عنوان فضای تنفسی که یک ملت در اختیار دارد دلالت بر این دارد که سرنوشت یک جامعه در گرو عنصر فرهنگ است.
در ادبیات جدید جامعه‌شناسی نیز معادله تحلیل‌های اجتماعی تغییر کرده و با ورود عنصر فرهنگ تعامل فرد و جامعه و ساختار و عاملیت تحت‌الشعاع قرار گرفته، مثلاً گرایش جدید جامعه‌شناسی فرهنگی به مرکزیت دانشگاه ییل آمریکا؛ با ورود عنصر فرهنگ در تحلیل‌های اجتماعی و با تغییر نسبت جامعه با آن جایگاه فرهنگ را در تحلیل‌های اجتماعی صعود بخشیده و از آن به عنوان یک متغیر مستقل یاد می‌کند.
فرهنگ‌ محوری همچنان می‌تواند جایگاه بیشتری را در تحلیل‌های اجتماعی باز کند البته در جامعه دانشگاهی ایران فرض است که نقش اصیل فرهنگ را در تحلیل‌های اجتماعی بازنمایی کند و در تحلیل‌های اقتصادی نیز نظریه‌پردازی کند. البته که چنین اتفاقی به کمال نیفتاده و البته که این امر تابع عوامل چندی است که از جمله به روز نبودن و بومی نبودن رشته‌های دانشگاهی بویژه علوم اجتماعی است که خاستگاه اصلی آن غرب است. اگر بپذیریم که در حوزه تحلیل‌های فرهنگی و اجتماعی دارای اصولی به نام محکمات فرهنگی و فروعاتی به نام متشابهات فرهنگی هستیم، می‌بایست دستگاه تحلیل فرهنگی را به دستگاه هاضمه فرهنگی قوی‌تری مجهز کنیم.
متأسفانه برخی تحلیل‌های فرهنگی، اجتماعی با فقدان یا ضعف دستگاه هاضمه فرهنگی مواجهند. دیدگاه هایی که نفی سبیل را لازمه پیشرفت اجتماعی می‌دانند و تعامل با جامعه جهانی را با نادیده گرفتن هویت مقتدرانه فرهنگی هر جامعه، کارسازی می‌کند و نظریه‌هایی به ظاهر جدید از توسعه ارائه می‌کند. اولاً جامعه جهانی بدون هویت فرهنگی خاص خود قابل تصور نیست،‌ به¬ هر حال جامعه جهانی هم هویت خودش را دارد، ثانیاً تعامل با جامعه جهانی تعاملی دوطرفه است و قرار است در این تعامل یک سویگی حاکم نباشد. لذا با چنین مفروضات مسلمی، چگونه می‌توان پشتوانه و شناسنامه فرهنگ این مرز و بوم را با لذت‌جویی و تبعیت از اصالت لذت مردم تعبیر و تفسیر کرد و چگونه می‌توان هویت دینی و ملی ملت ایران را نادیده گرفت که از مهمترین کارکردهای فرهنگ انسجام‌بخشی است.
لازم است که بعنوان یک مبنای تحلیلی اولاً نسبت جامعه و فرهنگ با هم به لحاظ هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی روشن گردد. در نظام دانشگاهی باید طراحی رشته‌های جدید مانند فلسفه فرهنگ، نظام‌سازی فرهنگی، جریان تولید دانش فرهنگی و گفتمان‌سازی فرهنگی قوام بیشتری به خود بگیرد. لذا در این قسمت، تعریف بنده معطوف به نظام آموزشی موجود است که به اقتضای مدیریت جهادی که امسال مزین به این نام گردیده لازم است مصوبات شورای تحول در علوم انسانی با نهایت هماهنگی عملیاتی گردد .حتی نظام رصدکننده رشته‌های تحولی(یعنی همان رشته‌های ماحصل تحول در علوم انسانی)، از طراحی و تدوین تا اجرایی شدن در دانشگاهها، حتی نحوه تأمین استاد،‌تهیه کتاب، در این رشته‌ها با نهایت هماهنگی سازمانی در آموزش عالی همراه باشد. همچنین لازم است جذب اساتید با دقت نظر پیگیری شود و با اختلال و مانع مواجه نگردد. درخصوص نظام‌سازی فرهنگی و تهیه و تدوین پروتکل‌های این امر هست. نظام‌سازی فرهنگی از جهاتی مقدم بر همه دیگر اقدام‌های ما در عرصه فرهنگ است. فی‌المثل، نقشه علمی کشور، سند مهندسی فرهنگی یا طراحی ساختاری دستگاههای فرهنگی و گردش کار آنها براساس چنین دستور کاری می‌تواند باشد، یکی از دلایل مهم عدم گردش کار بهینه دستگاههای فرهنگی و اختلال در گردش پیام‌های فرهنگی در سطح جامعه شفاف نبودن این دستورالعمل در سطح ملی و جهانی است. بنابراین تهیه سندی که مبانی و سازوکارهای سازمان‌های فرهنگی را به طور دقیق و علمی مشخص کند ضرورت تام دارد. با توجه به کمبود وقت عرض دیگری ندارم، آرزوی سلامت و طول عمر برای حضرتعالی دارم، امیدوارم در سال مدیریت جهادی شاهد شکوفایی بیشتر فرهنگ اسلامی و اقتداربخشی فرهنگ بومی خود باشیم.

دکتر سیدمهدی رضایت عضو هیئت علمی علوم پزشکی تهران


بسم‌ا... الرحمن الرحیم. عرض سلام و ادب و احترام خدمت مقام معظم رهبری و حضار محترم
خدا را شاکرم که توفیق پیدا کردم در چنین زمانی خدمت شما و همکاران عزیز برسم. جنابعالی مستحضر هستید که در قرن حاضر اقتدار کشورها برخلاف گذشته که بر مبنای ثروت خام و عده نظامی و جمعیت بود امروزه بر مبنای تولید فناوری و نوآوری‌های جدید تعیین می‌شود.کشوری پیشرفته‌تر است که بتواند فن‌آوری تولید کند، تبدیل محصول کند و ثروت از آن استخراج کند. این از شاخصه‌های مهم توانمندی است که دنیا برای یک کشور درنظر می‌گیرد. در بحث تولید فناوری بدون شک همه چیز از پژوهش شروع می‌شود. با اینکه در کشور ما تأکید زیادی روی پژوهش صورت می‌گیرد اما در واقع هنوز پژوهش‌های ما فاقد عمق لازم است. شاید بتوان آن را به چاه آبی تعبیر کرد که ما گاهاً آن را تا حد رطوبت حفر می‌کنیم ولی در حد استخراج آب از آن استفاده نمی‌کنیم! و این فقط مربوط به دانشگاه¬های ما نیست. من می‌خواهم الگویی ارائه کنم که طبق آن می‌شود این را دید که ما می‌توانیم در این عرصه هم فعل خواستن را صرف کنیم و می‌توانیم به قله‌های افتخار و تولید ثروت برسیم.
بد ندیدم که اشاره‌ای به حوزه علم فناوری نانو داشته باشم. خوشحالیم که در مورد علم نانو بعد از یک دهه به شهادت آمار نسبتاً دقیق، در چرخه تولید علم در جای خوبی قرار داریم. در واقع زنجیره اول در این قسمت توسعه نیروی انسانی است، ضمن اینکه در کنار آن بحث ترویج هم مطرح است. ما بحث نانو را حتی در کتابهای دانش‌آموزان هم مطرح کردیم و بعید می‌دانم که شما دانش‌آموز دبیرستانی پیدا کنید که با مفهوم نانو آشنا نباشد و این اتفاق مهمی است. طبق آمار ، ما حدود 20 هزار نفر متخصص نانو در کشور داریم. به قول دبیر ستاد نانو: خیالمان راحت است که در این قسمت دچار پوکی استخوان نمی‌شویم! ما در دنیا در زمینه تولید علم جایگاه هفتم را داریم و چهار درصد تولید علم در زمینه نانو مربوط به کشور ماست و این حرکت ، هم در دانشگاه¬های دولتی و هم آزاد مشهود است و حرکتی رو به رشد و قابل توجه است. شاید علت این قضیه، دست به دست هم دادن همه عوامل اجرایی در این زمینه است. کسانی که با الفبای مدیریت فناوری آشنا هستند می‌دانند که این زنجیره اول است. گرچه مهم است اما تنها توجه به این قضیه کار را ابتر می‌گذارد لذا موضوع تولید فناوری جزء قسمت‌های سخت این کار است. به تعبیری می‌توان گفت در این کوهپیمایی سخت به مرحله صخره‌نوردی رسیدیم و جزء مشکل‌ترین قسمت‌هاست که ما بخواهیم فناوری تولید کنیم و آن را تبدیل به ثروت کنیم. ولی خوشبختانه آمار و ارقام‌ها نشان می‌دهد که این سیاست ما سیاست درستی است. ما طبق آمار رسمی نزدیک به 140 شرکت داریم که در زمینه نانو فعال هستند، 250 محصول ثبت شده مرتبط با این حوزه داریم، مثلاً یکی از سخت‌ترین این محصولات تولید نانوداروها هستند. در فرمایشات شما بنده ملاحظه کردم،‌حداقل 2 بار بحث نانوداروها را مطرح کردید و می‌دانید که فرزندان شما بسیار زیاد درا ین حوزه تلاش کردند و خیلی مفتخریم که بگوییم اولین نانوداروی ضدسرطان کشور که با قیمت‌های بسیار بالایی وارد می‌شد، با قیمت بسیار پایینی در کشور درحال تولید و استفاده بیماران است. بنابراین ما اکنون در بخش سخت کار هستیم. بنده می‌خواستم الگویی را ارائه کنم که اگر ما فعل خواستن را صرف کنیم و مدیریت درست انجام دهیم تا این مقدار از قله را می‌توانیم طی کنیم و به عنوان الگویی می‌تواند برای بقیه کارها قرار بگیرد . به عنوان متخصصی که تا حدی با این مسئله آشنا هستم دور نمی‌بینم که در عرصه نوآوری هم حرف‌های جدیدی در جهان داشته باشیم .
باور داشته باشیم که در عرصه نانو فناوری دنیا ما را قبول کرده و باور دارد و جزء چند کشوری هستیم که حرف داریم. لیکن آنچه که باید درنظر بگیریم این است که این کاروان به سرعت درحال حرکت است، حمایت‌های جدی‌تری در این قسمت نیاز است.
والسلام علیکم و رحمت‌ا...

 

دکتر محمدباقر خرمشاد عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی


بسم‌ا... الرحمن الرحیم؛
بنده در ذیل تحولات منطقه و جهان 4 نکته را تقدیم حضور می‌کنم؛
نکته اول اینکه بعد از فروپاشی نظام دوقطبی حاکم بر جهان دوران انتقال به نظام بعدی اندکی طولانی شده و این باعث بی‌ثباتی جهان از یک سو و سرعت و شتاب گرفتن حوادث مختلف از سوی دیگر شده. در چنین شرایطی با توجه به جایگاه جمهوری اسلامی ایران درجهان امروز از یک طرف و مدعی بودن انقلاب اسلامی درخصوص نظم جدید جهانی لازم است مراکزی به طور مستمر تحولات جهانی را رصد کرده و متناسب با راهبرد اصلی جمهوری اسلامی ایران گزارش¬های نوبه‌ای در اختیار حضرتعالی قرار بدهند تا خدای نکرده شتاب نفس‌گیر تحولات ما را غافلگیر نکرده و از روند پرحجم تحولات عقب نمانیم.
نکته دوم اینکه در شرایط مشابه که امروز در آن هستیم که این قضیه پس از جنگ جهانی اول و دوم هم اتفاق افتاد صاحبان غربی قدرت جهانی با تضعیف جایگاه اسلام نقش ثانوی و حاشیه‌ای برای آن درنظر گرفتند. اکنون هم علیرغم اینکه اولاً یک جهان چندقطبی از مهمترین گزینه‌های نظم نوین جهانی محسوب می‌شود.
ثانیاً تمدن اسلامی هم از مهمترین تمدن¬های مطرح جهان امروز هست،
ثالثاً با اوج‌گیری بیداری اسلامی با موتور محرکه انقلاب اسلامی ایران، جهان اسلام در شرایط نسبتاً خوبی قرار داشت ولی متاسفانه اینطور بنظر می‌آید که فتنه تکفیر با انشقاق و خط خونی که ایجاد کرده، باعث تضعیف جهان اسلام شده و بیم آن هست که با هدایت غرب در آینده سهم جهان اسلام ناچیز و جایگاه آن را در حاشیه تعریف کنند.
به نظر می‌رسد که امروزه تحرک بیشتری از سوی جمهوری اسلامی لازم است تا پیش از فوت وقت کاری صورت گیرد. سومین نکته در جهان چندقطبی امروز در حوزه تمدن اسلامی در بین کشورهایی چون ترکیه، عربستان،‌مصر، اندونزی و احیاناً پاکستان به اعتراف دوست و دشمن، این ایران است که شرایط لازم را برای ایفای نقش محوری و مرکزی برای راهبری جهان و تمدن اسلامی را دارد. انقلاب اسلامی ایران به کشورم ا این اجازه را داده که بتواند پرچمدار تمدن نوین اسلامی در جهان چند تمدنی امروز باشد. لذا لازم است این باور در بین همگان نهادینه شود و تعمیق و گسترش پیدا کند که ایفای چنین نقشی نه تنها شدنی بلکه گریزناپذیر است. البته می‌توان این نقش را با یک یا دو کشور دیگر هم ایفا کرد،ثانیاً نظام علاوه بر افق‌های چشم‌انداز 20 ساله برای خود افقی تمدنی ترسیم کند که مثلاً بعد از گذشت افق‌های بیست ساله 1404 و 1424 به آن نائل بیاید.
و بالاخره آخرین نکته بنده اینکه پدیده جنبش‌های اسلامی، رستاخیز اسلامی، تجددطلبی اسلامی، رنسانس اسلامی، اسلام سیاسی و بالاخره بیداری اسلامی امری است ریشه‌دار و آینده‌دار، ریشه‌دار از این جهت که بیداری اسلامی به مثابه اندیشه هم عمری به اندازه خود دین اسلام دارد و هم به این دلیل که در قرون اخیر بیداری اسلامی به مثابه گفتمان و مثابه جنبش، پاسخی بوده به نیازهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی‌ و هویتی جهان اسلام آن هم در زمانی که راه‌حل‌های شرقی و غربی با بن‌بست مواجه شده. تا این معضلات و نیازها وجود دارد، اسلام بعنوان راه‌حل، یعنی بیداری اسلامی به عنون گفتمان و جنبش و اندیشه مطرح خواهد بود،‌ اما امروزه این پدیده بیداری اسلامی دچار آفت شده، آفت‌زدگی بیداری اسلامی از ناحیه تحجر است که امروزه با جهش ژنتیک و حالت افراطی‌گرایی تکفیری، سلفی وهابی درآمده و سکته قلبی این بیداری به علت شکاف بین شیعه و سنی هر لحظه ممکن است پیش بیاید. امروزه زر عربی و زور غربی و تزویر عبری باعث غلبه و جنجال و هیاهوی تکفیر و تحجر شده است. برای خروج از وضعیت موجود بنده سه نکته عرض می‌کنم:
اولاً: جریان اصلی بیداری اسلامی که جریانی است معنوی، ‌معتدل‌گرا، ‌خردگرا و پویا، خود را بازیافته و بر هیاهوهای فعلی فائق آید. باید جریان اصلی بیداری را به تحرک و نطق واداشت.
ثانیاً: باید بسیار مراقب بود که شرایط موجود خدای ناکرده به سمت جنگهای مذهبی سوق پیدا نکند. به گواهی تاریخ این نوع جنگها عمری چند ده ساله و گاهی چند قرن پیدا می‌کنند.
ثالثاً: از آنجایی که مهمترین ضعف و نیاز امروز جریان بیداری اسلامی، ضعف اندیشه و فکری است بایستی با ارتباط‌گیری تنگاتنگ و مستمر به آنها کمک کرد تا بر این ضعف غلبه کنند. باید در مرحله اول سطح آسیب را از شیعه هراسی به اسلام هراسی تغییر داد تا دوباره بنام هویت اسلامی دیگری ،جهان اسلام و هویت اسلامی تعریف شود و دشمنان جهان اسلام همانگونه که در عالم واقع، غرب خود را غیراسلام می‌داند و اسلام نیز، غرب را غیرخود. باید کمک کرد تا الگوی حکومتی مردم‌سالاری دینی با عنوان مختلف آن در جهان اسلام جا افتاده و محقق شود. در چنین شرایطی خنثی کردن توطئه اسلام هراسی نیز انشاء‌ا... کار سختی نخواهد بود.
والسلام علیکم و رحمت‌ا...


دکتر علمداری عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

بسم‌ا... الرحمن الرحیم
اما دوازده سال پیش در مطلبی را پیرامون اورژانس مطرح کردم، خیر و برکت آن زیاد بود و در زمینه اورژانس خیلی پیشرفت کردیم. مدیریت بحران و پدافند غیرعامل توانستند خیلی خوب پیشرفت کنند. دوره‌های تخصصی و PHD بسیار پیشرفته شد. هم در وزارت علوم و هم بهداشت. استدعای اول من این است که در برنامه ششم توسعه یک بند به توسعه پدافند غیرعامل و مدیریت بحران اختصاص داده شود چون عدم توجه به اینها ممکن است اثرات خوبی برای ما نداشته باشد و انشاء‌ا... که این وحدت فرماندهی میمون و مبارک باشد.
نکته دوم اینکه بدنبال مباحثی که جنابعالی در سال 91 بعنوان مصون‌سازی کشور در مقابل انواع تهدیدات داشتید . با نگاه بهداشتی و پزشکی به مسئله یکبار دیگر در موضع ایمنی و امنیت نگاه کردیم. خلقت انسان از نظر ایمنی با تمام مقالات و کتب مربوطه مطالعه شده و در نهایت ما به یک الگوی هفت‌لایه دفاعی رسیدیم که خیلی زیبا و متناسب با الگویی است که بنیانش را حضرت امام(ره) به¬عنوان معمار کبیر گذاشت و مقام معظم رهبری به¬عنوان معمار راهبردی الان پیگیری و نظارت می‌فرماید. الگوهای وارداتی غرب مانند جسمی هستند که فقط تنه دارند بدون کله ـ اما الگوی معماری راهبردی رویکردی کاملاً توحیدی و حکمت‌گونه دارد، یک نظام‌سازی در درون خودش دارد و حکمت عملی که خیلی فراتر از مدیریت استراتژیک و آینده‌نگری هست. من ارجاع می‌دهم به کتاب اخلاق ناصری یا حکمت عملی ابن سینا که چقدر زیبا تمام مدل‌های مدیریت را ارائه می‌کنند و چقدر زیبا توحید را در حکمت عملی یعنی مدیریت بر خود و خانواده و جامعه درنظر می‌گیرد و فکر می‌کنم رسیدن ما به تمدن بزرگ که برای 50 سال آینده ترسیم کردیم وابسته است به همین تغییر نظام آموزشی ما از دانش‌محوری به حکمت محوری و تربیت حکیم، معلم حکیم، پزشک حکیم، خانواده حکیم و حتی بازاری حکیم. باید سلامت معنوی درون آن دیده شود. اما اصل موضوع سلامت است. امسال سال خوش‌شگونی بود برای موضوع سلامت با ابلاغ سیاست‌های کلان نظام سلامت که حقاً اگر با سیستم سلامت دیگر کشورهای دنیا مقایسه شود پیشرفته‌ترین سیستم در آن دیده شد. سلامت همه‌جانبه که شعار ماست دکترین اصلی این سیاست‌ها نگاه جمهوری اسلامی است. در بند بند این سیاستها این مسئله دیده شده است.
در دولت کنونی برنامه سلامت با شعار اصلی جریان، که رنج بیماری تنها رنج افراد باشد. با این هدف این امر در حال اجراست. اما یک نکته همیشه ما را نگران می‌کند، سیاست‌های کلان سلامت باید تبدیل به یک سری شاخص‌های عملی و قابل ارزیابی شود و هرکاری که در این سیستم تحول نظام سلامت هست بر همان مبنای شاخص ها باشد مثلاً‌به طور مثال آنقدر در درمان پیش نرویم که پیشگیری را فراموش کنیم. بهداشت فراموش نشود. شبکه سلامت کشور که با زحمات اساتید بزرگوار کشور همراه است خدشه‌ای پیدا نکند. باید به سمتی برویم که بیمارستان را تعطیل کنیم نه اینکه بیمارستان بزنیم.
نکته دوم که باعث نگرانی است، حذف پژوهش است، همین الان مشکلات مردم و بیمارستانها و غیره می‌تواند مورد پژوهش قرار گیرد. بنابراین اعتقاد بنده این است که حتماً اصول و سیاست‌های کلان دیده شود.
نکته بعدی من، سیاست‌های جمعیت است که در هر صورت مورد تأکید جنابعالی است. در بحث سیاست‌های جمعیت، اگر محوریت بر تحکیم و انسجام بنیان خانواده‌ها باشد این سیاست می‌تواند هم دغدغه بعضی جمعیت‌شناسان و بعضی از مسئولین حوزه سلامت را برطرف کند و هم خیلی از دغدغه‌هایی که پدافند غیرعامل و امنیت کشور هست را برطرف نماید. رسانه صدا و سیما در این زمینه خوب عمل نموده است و بهتر است جمعیت‌شناسان در کنار رسانه قرار بگیرند و موضوع تحکیم خانواده را بیشتر به آن بپردازند.

 


خروج