گزارش جزئیات ابلاغ پیام امام (ره) به گورباچف از زبان حضرت آیت الله جوادی‌آملی، و مرضیه دباغ

شماره خبر : ٥٢٦٢٥٢ تعداد نمایش خبر:165 تاریخ درج خبر:1396/05/25

http://hamandishi.nahad.ir/index.jsp?fkeyid=&siteid=742&fkeyid=&siteid=742&pageid=78228&newsview=526252

در آستانه سالروز رحلت حضرت امام خمینی (ره) نامه تاریخی ایشان به گورباچف بر آن شدیم تا به نقل جزئیات این سفر از زبان اعضای هیئت اعزامی بپردازیم.

 

 



در اولین روز سال 1989 میلادی مصادف با 11دی1367، نامه معروف و تاریخی حضرت امام خمینی (ره) خطاب به میخائیل گورباچف آخرین رییس جمهور شوروی در زمینه مرگ کمونیسم و ضرورت پرهیز روسیه از اتکاء به غرب انتشار یافت.
امام خمینی در شرایطی از صدای شکسته شدن استخوان¬های مارکسیسم سخن به میان آورد که اتحاد جماهیر شوروی هنوز به عنوان یک مجموعه و یکی از قدرت های برتر جهان برقرار بود، جنگ سرد خاتمه نیافته بود، دیوار برلین به عنوان نماد جدایی شرق و غرب، فرو نریخته و حاکمیت کمونیسم بر قانون اساسی شوروی و مقدرات مردم در جمهوری¬های این کشور، هنوز برقرار بود.
نامه تاریخی امام خمینی(س) توسط هیأت منتخب ایشان مرکب از آیت‌الله جوادی آملی، محمدجواد لاریجانی و خانم مرضیه حدیده‌چی‌ دباغ، 13دی 1367در مسکو به گورباچف تحویل داده شد.
گزارش اجمالی پیرامون سفر هیأت اعزامی
طاهره دباغ: آن زمان من علاوه بر مسئولیت نمایندگی ملت خوبمان در مجلس شورای اسلامی مسئولیت زندان‌هاى زنان استان تهران را بر عهده داشتم، روزهای تعطیل مجلس هر روز به یکی از زندان‌ها سر می‌زدم. یک روز که برای بازدید وارد زندان کچویی شدم از بلندگو من را صدا کردند، قدری نگران شدم و مراجعه کردم که مشخص شد مرحوم حاج احمد آقا تماس گرفتند.
من قبل از ظهر کارهایم را تمام کرده و به جماران مراجعه کردم. حاج احمدآقا فرمودند که حضرت امام‏ نامه‏اى براى آقاى گورباچف دارند و از بین خانم‌ها شما انتخاب شده‌اید و همچنین آیت‏الله جوادى آملى و آقاى جواد لاریجانى انتخاب شده‏اند و آماده باشید تا هر زمان که حضرت امام فرمودند، این پیام را براى آقاى گورباچف ببرید.
قدری تأمل کردم که این نامه چه مناسبتی دارد و چه شده است که حالا می خواهند به شوروی که کشوری کمونیستی است و حضرت امام همه اینها را طرد می‌کند، نامه بدهند و ارتباط برقرار کنند، اما به دلیل اینکه ما همیشه به تبعیت محض و بی چون و چرا از فرمایشات حضرت امام و ولایت عادت کرده ایم، خودم را آماده کردم.


در آن فضا قطعنامه به تازگی پذیرفته شده بود و حالا نوبت به بازسازى کشور رسیده بود و سوال ذهن همه جناح‌ها و گروه‌ها این بود که آیا از کشور خارجی برای بازسازی خرابی ها کمک گرفته می شود و (این پرسش در ذهن من بود که)حالا چطور شده که حضرت امام یک کشور کمونیستى را براى کمک انتخاب کردند در حالیکه از آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و ... درخواست کمک نشده است. به همین دلیل فکر مى‏کردند که ممکن است خیلى خطرها ایجاد شود و لذا حساسیت‏هاى زیاد وجود داشت.
مزاح مرحوم حاج احمد آقا با اعضای هیأت اعزامی
فردا یا روز بعدش به اتفاق آیت‏الله جوادى آملى و دکتر لاریجانى به فرودگاه رفتیم. مرحوم حاج احمد آقا هم در فرودگاه حضور داشتند و با همان مزاح همیشگی شان فرمودند وصیت نامه هایتان را بنویسید و بروید.
امام (ره): شاید هواپیماى شما را بزنند یا بدزدند یا شوروی شما را دستگیر کند...
البته حضرت امام هم فرموده بودند شاید هواپیما را دزدیدند و به آمریکا یا اسرائیل بردند، یا هواپیماى شما را زدند یا ممکن است پس از ابلاغ، نیروهای شوروی شما را دستگیر کنند. چون همه دنیا مى‏خواستند بدانند که پیام چیست. در داخل کشور هم جز چند نفر کسی نمی‌دانست مضمون نامه چیست.
پس از پرواز هواپیما نماز ظهر را خواندیم و غذا خوردیم و سپس آیت الله جوادی آملی نامه را دادند که ما بخوانیم. وقتی نامه را خواندیم دیدیم اصلاً نامه حال و هوای دیگری دارد و نامه ای نیست که در آن درخواستی شده باشد، اما این نامه در رابطه با خدا و پیغمبر و انسانیت و این مسائل است و ربطی به مسائل مملکتی و دفاع مقدس ندارد.
دباغ: پس از قرائت نامه احساس کردم افتخار بزرگى نصیب بنده شده است
پس از قرائت نامه احساس کردم افتخار بزرگى نصیب بنده شده است و همه دل‏نگرانى که در وجود من بود، رفع شد و ذهن ما از همه بافته‏هاى قبلى پاک شد و در واقع احساس عزّتى به ما دست داد که حامل نامه چنین مرد بزرگى هستیم. اما این پرسش وجود داشت که واکنش شوروی چه خواهد بود و عکس العمل اینها در مقابل این حرف حضرت امام که تمام ساخته و پرداخته های هفتادساله اینها را به عنوان اینکه صدای شکستن استخوان های کمونیسم را می شنوم زیر سوال می برد چه خواهد بود؟


وظایف هیأت اعزامی از طرف امام (ره) به شوروی

آیت الله جوادی آملی: وظایف هیأت اعزامی از طرف امام راحل (ره) به شوروی عبارت بود از:
1 ـ محتوای پیام کاملاً مکتوم باشد و احدی تا حین ابلاغ، پی به محتوای آن نبرد. لذا علی رغم اینکه دستگاه¬های آنها برای کشف این اسرار بسیار قوی است، موفق نشدند که بفهمند مضمون نامه چیست؟ آنها همه مسائل، از قبیل قطعنامه 598، جنگ و صلح و حالت نه جنگ، نه صلح را احتمال داده بودند، به استثنای آنچه که مضمون اصلی و اصیل این پیام، یعنی «دعوت به اسلام» بود.
2 ـ رعایت «ادب» که جزء برنامه¬های بین¬المللی اسلام است؛ چراکه اسلام دستور داده که در برخوردها مؤدب باشید، حتی اگر طرف شما یهودی باشد. در آن روز که بدترین دشمن اسلام «یهود» بود، وجود مبارک معصوم (ع) فرمود: حتی با یهودی نیز ظرافت در گفتار، رفتار و نوشتار را که «ادب» نام دارد، رعایت کنید.
3 ـ مبادا حضور در کاخ کرملین و دیدار با رهبر اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، کسی را مرعوب کند؛ چون مضمون این پیام بسیار بلند و فرستنده آن نیز شخصیتی بسیار بزرگ است، لذا باید با صلابت و پولادین برخورد کرد، مبادا کمترین احساس حقارت در اعضای هیئت پیدا شود؛ زیرا نمی توان این قول ثقیل و گفتار جدی را به شوخی گرفت.
4 ـ پیام به آقای گورباچف تسلیم نشود، بلکه جمله به جمله برای او خوانده و ترجمه شود و بعد از پایان قرائت و ترجمه، تسلیم او گردد، تا نگوید در فرصت بعد پیام را مطالعه میکنم، و اگر احتیاج به توضیح یا استدلال داشت، همانجا توضیح داده شود.
5 ـ از آنجا که باید پیام کاملاً به اتحاد جماهیر شوروی ابلاغ شده باشد، گذشته از متن فارسی که مرقوم شریف حضرت امام (ره) بود، ترجمه انگلیسی، که زبان رایج دنیاست، در کنار آن تعبیه شود چون این پیام اگرچه برای رهبر شوروی بود، ولی «جهانی» بود و مضمون آن این بود که ما همه مسلمانان جهان را همانند خود دانسته، خود را در سرنوشت آنها سهیم و شریک می‌دانیم، لذا پیام جهان شمول بود و دنیا زبان انگلیسی را به خوبی می فهمد، در کنار متن فارسی ترجمه انگلیسی نیز در صفحات جداگانه تنظیم و در آن پوشه گذاشته شد، که بعد از قرائت پیام به ایشان تسلیم شود.
این سفر تقریباً کمتر از 24ساعت طول کشید
این سفر تقریباً کمتر از 24ساعت طول کشید، یعنی از ساعت 11 صبح روز 13/10/ 1367 هـ ش. تا ساعت 2 بعد از ظهر روز 14/10/1367 که از مسکو برگشتیم و مدت طی فاصله راه نیز چهار ساعت بود.
در این سفر نه تنها دیدار با آقای گورباچف خیلی محترمانه بود، بلکه استقبال و بدرقه نیز این چنین بود و هیچ فرقی بین استقبال و بدرقه نبود. وقتی هواپیمای جمهوری اسلامی ایران در فرودگاه مسکو (که پوشیده از برف بود و تا شهر چهل کیلومتر فاصله داشت) به زمین نشست، نماینده آقای گورباچف، معاون وزیـر امور خارجه و امام جمعه مسکو (منتها «امام حزبی»، یک وقت حضرت امام (ره) می فرماید «اسلام آمریکایی» و گاهی نیز سخن از «اسلام شوروی» است، «امام حزبی»، یک امامی است که حزب او را بپذیرد) به استقبال آمدند.
دباغ: مسئول تشریفات وقتی چشمش به چادر من و عبا و لباده آیت الله جوادی آملی افتاد هول شده بود
طاهره دباغ: وقتى به شوروى رسیدیم تعدادى به استقبال آمدند. مسئول تشریفات خود آقای گورباچف به استقبال ما آمده بود. من احساس کردم این بنده خدا وقتی چشمش به چادر من و عبا و لباده آیت الله جوادی آملی افتاد قدری هول شده بود و نمی‌دانست که چه خبر است.
دباغ: مسئول تشریفات دسته گل را به جای اینکه به رئیس هیأت اعزامی بدهد از هولش به من داد
طبیعتاً در دنیا مرسوم است وقتى هیأتى وارد کشورى مى‏شود گلى که براى استقبال آورده مى‏شود به رئیس هیأت مى‏دهند مسئول تشریفات دسته گل را به من داد و من احساس می‌کردم که تنش می‌لرزید و نمی¬فهمید چه کار می‌کند که من دسته گل را محضر آیت الله جوادی آملی دادم.
دباغ: فضا چنان برای من وحشت زا بود که حتی زیر چادرم وضو می‌گرفتم و احساس می‌کردم در و دیوار پر از چشم های الکترونیکی است
به هر حال سوار ماشین شدیم و ما را به نزدیک کاخ کرملین به جایى که میهمانان مهم در آنجا اسکان داده مى‏شدند، بردند اما برای اینکه ما نمی توانستیم آنجا غذا بخوریم دوستان سفارت، ما را به سفارت بردند و غذا را در سفارت خوردیم و جلسه کوچکی داشتیم و بعد به محل اقامتمان برگشتیم. آن فضا چنان برای من وحشت زا بود که حتی وقتی می‌خواستم برای نماز وضو بگیرم زیر چادرم وضو می‌گرفتم و احساس می‌کردم در و دیوار پر از چشم های الکترونیکی است.

آیت الله جوادی آملی: از پای هواپیما تا پاویون که فاصله کمی نبود، نماینده مستقیم آقای گورباچف ما را همراهی می‌کرد، از پاویون تا شهر نیز معاون وزارت امور خارجه ما را همراهی کرد. بنای هیئت بر این بود که جز در مورد مکتب سخن نگوید، نه اینکه سؤال کند: مسکو چند درجه زیر صفر است؟ و یا چه موقع برف می‌آید؟ و مانند آن. آنها تلاش کرده و می گفتند: فردا ملاقات بسیار مهمی دارید، رهبر ما کارها را کنار گذاشته و فردا کار حساسی دارید، خیلی استراحت کنید و خود را خسته نکنید. کار هیأت این بود که «رسالت» و «سفارت» خود را به گوش همه برساند.
زلزله ارمنستان نیز در آن فاصله مطرح شد و ما اظهار تأسف و همدردی کردیم. آنها نیز از جمهوری اسلامی ایران تقدیر کردند، که آنان را در این سانحه سنگین یاری کرده است. آن¬گاه سؤال کردند: آیا در ایران نیز زلزله می‌آید؟ گفتیم: گاهی، اما نه با این شدت، ولی ما زلزله جنگ تحمیلی هشت ساله را تحمل کردیم. مترجم گفت: ایشان می‌گوید: هشت سال قبل در ایران زلزله آمد، مجدداً برای ایشان توضیح داده شد و ترجمه کردند.
نماینده گورباچف زنده بیرون آمدن افراد پس از 24 روز از زیر آوار را چگونه توجیه کرد؟
گفتند که 24روز بعد از این حادثه عده‌ای از خردسالان و افراد غیر خردسال زنده از زیر آوار بیرون آمده‌اند و برای اینکه مبادا مسئله ماورای طبیعت و جهان غیب مطرح شود، بلافاصله گفتند: سیلوی گندم در کنار آنان بوده که خراب شد و این مصدومین از آنها تغذیه می‌کردند و برف‌ها هم که آب می‌شد، آنها را سیراب می‌کرد.
گفتیم: اگر سیلو ویران شود، خاک آن به گندم مهلت نمی‌دهد که آماده شود. همچنین برف‌هایی که آب می‌شود، خاک را گل می‌کند و بالاخره اینها به خدایی معتقد بودند. چون در رفتن و برگشتن فراغت و فرصتی بود، نوع این مسائل مطرح می‌شد، گاهی مسائل فلسفی و گاهی نیز مسائل فطری.
هیأت اعزامی در ساعت11 روز چهارشنبه 14دی 1367ـ ه.ش. در کاخ کرملین با رهبری شوروی دیدار داشت.
پس از ورود به کاخ آقای گورباچف هیچ بازدید بدنی از ما صورت نگرفت و خیلی محترمانه برخورد کردند
طاهره دباغ: صبح که عازم جلسه با گورباچف شدیم پس از ورود به کاخ آقای گورباچف هیچ بازدید بدنی از ما صورت نگرفت و خیلی محترمانه برخورد کردند تا به اتاق گورباچف رفتیم. اتاق ایشان بسیار اتاق ساده ای بود. در ابتدا سفیر ما را به جلسه راه ندادند که آقایان اصرار کردند که باید آقای سفیر هم حضور داشته باشند ایشان هم وارد جلسه شدند.
آیت الله جوادی آملی: آنها قبلاً سؤال کردند: شما چند نفر هستید؟ (می خـواستند یک یا دو نفر را بپذیرند) هیئت گفت: 3 نفر از طرف حضرت امام (ره) آمـده‌اند که به هیچ وجه کم نمی شود، به علاوه سفیر جمهوری اسلامی ایران در مسکو نیز حتماً باید حضور داشته باشد، بنابراین 4 نفر هستیم.
آنها نیز 4نفر بودند؛ گورباچـف، رئیس و رابط سیاسی حـزب آنها، معاون وزیـر خارجه، مترجـم و خبـرنگاری نیز دور از جلسه می نشست که بـرای حـزب گزارش تهیه کند.
وقتی هیئت وارد شد، آنها در کمال ادب و احترام استقبال کردند، این دیدار در حدود 2ساعت و چند دقیقه طول کشید، چند دقیقه اول به تعارفات معمولی گذشت. از جمله مطالبی که آقای گورباچف ابتدائاً مطرح کردند این بود که ما با داشتن تفکرات گوناگون می‌توانیم زندگی مسالمت آمیزی در کنار یکدیگر داشته باشیم و چون شما برای ابلاغ پیام مهمی آمده اید، من وقت شما را نمی گیرم.
پس از سخن ایشان، هیئت ایرانی شروع به انجام مأموریت رسمی خود نمود. اولین سخنی که هیئت مطرح نمود، این بود که سال نو را که میلاد یکی از بزرگترین پیامبران الهی است، تبریک می گوییم و به همین مناسبت پیام یکی از رهبران الهی را برای شما قرائت می کنیم.
دباغ: امام فرموده بودند نامه ابلاغ شود نه اینکه داده شود و برگردید
طاهره دباغ: امام فرموده بودند که نامه ابلاغ شود نه اینکه داده شود و ما برگردیم بنابراین آیت‏الله جوادى آملى شروع به خواندن نامه کردند. ایشان می خواندند و آقای لاریجانی به انگلیسی ترجمه می‌کرد و انگلیسی ایشان را هم مترجم آقای گورباچف به روسی ترجمه می‌کرد. آقای گورباچف به صندلی تکیه کرده بود و بعضی جاهای نامه با تعجب گوش می کرد.
آیت الله جوادی آملی: چون مضمون این نامه بسیار بلند بود، چاره‌ای نبود جز اینکه با تأنی و جمله به جمله برای آنها خوانده شود، تا آنها خوب تلقی و منتقل کنند. در بعضی موارد، مترجم می‌گفت که تکرار کنیم تا خود بفهمد و تکرار کند. در تمام این مدت که بیش از 3ربع بود و با ترجمه به یک ساعت بالغ شد، آقای گورباچف با کمال ادب گوش می داد. ایشان در طول مدت قرائت پیام، بعضی مطالب را شخصاً یادداشت می کرد و برخی را معاونین و دستیاران او.
دو جا گورباچف رنگ چهره اش تغییر کرد
کار قرائت پیام و ترجمه آن، یک ساعت به طول انجامید و در این مدت، گورباچف در کمال ادب گوش می‏داد و تنها در دو جای پیام، رنگ چهره‏اش تغییر کرد و صورتش سرخ شد؛ یک مورد آن در قسمتی از پیام بود که امام می‏فرماید: دیگر کمونیست را باید در موزه‏های تاریخی جهان بنگریم و ... . ایشان در خلال قرائت پیام نیز بعضی از مطالب را یادداشت می‏کرد و برخی از مطالب را نیز معاونان و دستیارانش یادداشت می‏کردند.
طاهره دباغ: برخی جاها گورباچف به شدت برافروخته می‌شد. یکی دوتا سوال نوشته بود که پس از اتمام نامه از آقای جوادی آملی سوال کرد: امام ما را دعوت به اسلام کرده آیا ما هم مى‏توانیم امام را به کمونیسم دعوت کنیم؟ که آیت الله جوادی آملی خیلی سنگین و بدون مکث جوابشان را دادند و ایشان قدری در فکر فرو رفتند. آیت الله جوادی آملی فرمودند شما فرض را اینجور نگذارید که امام شخص شما را مورد خطاب قرار داده حضرت امام مسئله اش مسئله امت ها و ملت هاست که سال‌هاست تحت سیطره کمونیسم هستند و جرأت ندارند صدایشان را بلند کنند و حالا که شما گامی را برداشته اید دارند نصیحت می کنند که شما گام تان را انتها برسانید.
آیا این دخالت در مسائل حکومت‏ها نیست؟
آقاى گورباچف گفتند که امام در جایی در مورد افرادی که تحت ظلم هستند صحبت کرده اند آیا این دخالت در مسائل حکومت‏ها نیست؟ که آقاى جوادى آملى هم پاسخ دادند از اینجا که نشسته‏ایم تا هفت طبقه زیر زمین متعلق به شوروى است، هفت طبقه آسمان هم متعلق به شوروى است. مسئله دخالت در آب و خاک نیست. انسان‏ها مال کسى نیستند که کسى دخالت کند، انسان¬ها ورای این حرف ها هستند و امام در رابطه با انسان و انسانیت سخن می گویند. حضرت امام دانشمندان و فلاسفه شما را دعوت فرمودند که به قم بیایند و بنشینند و مباحثه کنند و انسان و قدر و مقدار انسان ها را بشناسند و هم اینکه حق و حقوق شان را از آنها گرفته اند به آنها بازپس بدهند. گورباچف به این موضوع علاوه بر آنکه نتوانست جواب بدهد، چهره‏اش هم سرخ شد و دیگر سوال بعدی اش را نپرسید.
آیت الله جوادی آملی: پیام حضرت امام(ره) دعوت به اسلام بود و در آن از مسائل سیاسی چون قطع نامه یا آتش بس یا ... سخنی به میان نیامده بود و فقط در جمله‏ای با اشاره به موضوع افغانستان فرمودند: اگر شما اسلام را بشناسید، دیگر در مورد افغانستان این‏گونه نمی‏اندیشید و تجدید نظر می‏کنید. این مطلب نیز به نوعی به همان عینیت سیاست و دیانت اشاره داشت که امام(ره) به خوبی به آن وفادار بودند.
در پایان پیام نیز امام راحل، ضمن تأکید بر قدرتمندی جمهوری اسلامی ایران به عنوان پایگاه جهانی اسلام فرمودند: ما همچنان بر زندگی مسالمت‏آمیز و روابط متقابل معتقدیم و آن را محترم می‏شماریم.
کل پیام دعوت به اسلام بود، این همان سیاستی بود که عین دیانت است و دیانتی که عین سیاست است. مسائل سیاسی مصطلح اصلاً در این پیام نبود، یعنی یک کلمه درباره قطعنامه 598 و حالت نه جنگ، نه صلح و مانند آن نبود، فقط در پایان پیام، حضرت امام (ره) درباره افغانستان اشاره فرمودند که اگر شما اسلام را به درستی بشناسید، دیگر در مورد افغانستان این چنین نیاندیشیده و تجدید نظر می کنید. اگر چه پیام امام راحل (ره) سراسر «سیاست» بود، لکن «سیاست مصطلح» در آن اعمال نشد. در پایان نامه نیز حضرت امام (ره) فرمود: ما همچنان به زندگی مسالمت آمیز و حسن همجواری معتقدیم.
واکنش گورباچف به نامه
عصاره مطالبی که جناب گورباچف گفتند و مترجم صحنه ملاقات آن را به فارسی برگرداند، عبارت از این بود:
اولاً: از فرستادن نامه حضرت امام خمینی (ره) تشکر می‌کنیم.
ثانیاً: آمادگی خود را برای جواب اعلام کردند.
ثالثاً: گفتند که برخی اشتباهات گذشته را ترمیم می‌کنیم تا دوباره مبتلا نشویم.
رابعاً: گفتند ما اکنون قانون آزادی ایمان را در دست تصویب داریم.
خامساً: گفتند که من هم در طلیعه سخن گفتم که ما با داشتن افکار و مکاتب گوناگون می توانیم زندگی مسالمت آمیز و حسن همجواری داشته باشیم، و این را نیز افزودند که ما نیز دارای مکتب، فلسفه و ایده ای هستیم.
شوخی گورباچف
آنگاه مطلبی را با لبخند گفتند و سپس دو بار گفتند که این مطلب را به عنوان شوخی می گویم و آن عبارت از این بود که: معلوم می‌شود حضرت امام از ایدئولوژی ما خوشش نمی‌آید، آیا می‌شود ما نیز ایشان را به مکتب خود دعوت کنیم؟ و فوراً گفتند که این فقط شوخی بود.
آنچه ذکر شد، عصاره سخنان رهبر شوروی در بخش مکتبی پیام بود. جناب گورباچف در بخش دوم سخنان خود که مربوط به مسائل سیاسی پیام بود، این چنین گفت: اما بخش سیاسی پیام را باید توجه داشت و آن اینکه اینگونه نامه‌ها احیاناً دخالت در شئون داخلی کشور دیگر است. این سخن را به عنوان مهمترین مطلبی که گورباچف گفت، می‌توان ذکر کرد.
پاسخ هیئت اعزامی به گورباچف
وقتی که سخنان وی تمام شد، نوبت به هیئت رسید. جوابی که ما دادیم این بود که از همه حرف های ایشان تشکر کردیم.
اولاً: از اینکه حدود یک ساعت و اندی با کمال ادب و حوصله، این پیام و ترجمه آن را گوش داد، تقدیر شد.
ثانیاً: از اینکه آمادگی خود را برای جواب اعلام کرد، تقدیر شد.
ثالثاً: از اینکه خوشحال شد رابطه دو کشور با مکتب و ایدئولوژی و فکر شروع شده، تقدیر شد.
رابعاً: از اینکه تصمیم دارند اشتباهات گذشته را ترمیم کنند، تقدیر شد.
خامساً: از اینکه قانون آزادی ایمان را در دست تصویب دارند، تقدیر شد. این مطالب جزء اصول کلی سخنان ایشان بود.
اما مهمترین سخن ایشان را (که این پیام دخالت در شئون داخلی کشور ماست) این چنین پاسخ دادیم: جناب گورباچف! شما از اعماق خاک روسیه، تا اوج کهکشان این مرز و بوم، آزاد هستید هر کاری بکنید، چون در کشور خودتان هستید. اما این رهبر الهی نه به عمق خاک شما کار دارد و نه به آسمان روسیه، بلکه به «جان» شما کار دارد.
جناب گورباچف! وقتی شما می‌میرید، آیا مثل یک «درخت» هستید که بعد از 60 یا 100سال می‌خشکد؟ یا مانند «طایری» هستید که بعد از چندی در قفس را باز می‌کنند و برای همیشه آزاد میشود؟ این دو طرز فکر کاملاً باهم متفاوت است.
این رهبر الهی به شما می‌گوید: شما مثل یک درخت نیستید، او می‌گوید: شما هستید و ابدیت اندیشه، اوصاف و افعال شما. این مشکل اساسی شماست که خیال می‌کنید مرگ «نابودی» است، در حالی که رهبران الهی می‌گویند: مرگ «حیات جدید» است.
این سخنی بود که از طرف هیئت جمهوری اسلامی ایران گفته شد و مدت زمان جلسه نیز از دو ساعت گذشت، برخاستیم، و در هنگام تودیع گفتیم: خداحافظ و خدا توفیق بدهد. او گفت مردم ما می‌گویند: «کار» گفتیم مردم ما گفته اند: خدایا به امید تو قیام می‌کنیم، قیام کردند و ابرقدرت‌ها را سر جای خود نشاندند.
یکی از اعضای هیئت، خواهر محترمه ای بود که سابقه مبارزات سیاسی داشت و دیپلمات عزیز ما نیز ایشان را معرفی کردند (این خانم سابقه مبارزاتی داشته، به زندان رفته و اکنون نماینده مجلس شورای اسلامی است) تا نگویند نظام اسلامی نیمی از مردم را از مزایای اجتماعی محروم کرده است، و «زن» در اسلام سمتی ندارد.

هنگام خداحافظی، گورباچف دست دراز کرد تا با خانم دباغ مصافحه کند، اما...
وقتی رهبر شوروی این صحنه را دید، با تعجب تلقی کرد و در هنگام خداحافظی در همان کاخ کرملین دست دراز کرد تا با این خانم مصافحه کند، اما دید این خانم در کاخ کرملین (که عده‌ای به خود می‌بالند تا در آنجا حضور پیدا کنند) حاضر نشد با او مصافحه کند، این یک «اسلام ممثل» است و صدور انقلاب، که زن می‌تواند در مبارزات سیاسی با حجاب شرکت کند و با عفت و حجاب بهترین سمت‌ها را در نظام جمهوری اسلامی داشته باشد و با حجاب، پیام رهبر الهی را به رهبر الحاد برساند و حرف ها را بیان کند، ولی در هنگام معصیت خود را حفظ کند و این شدنی است که کاخ کرملین کسی را تحت تأثیر قرار ندهد.

حضرت امام فرموده بودند که این هیئت جایی نرود و فقط نامه را ابلاغ کند و بازگردد
طاهره دباغ: سرانجام قرائت نامه تمام شد و ما بلند شدیم که خداحافظى کنیم. از کاخ کرملین که بیرون آمدیم سوار ماشین شدیم و به فرودگاه آمدیم چون حضرت امام فرموده بودند که این هیئت جایی نرود و فقط نامه را ابلاغ کند و بازگردد و هیچ بازدیدی نداشته باشد. ما هم نماز ظهر را در فرودگاه به صورت دسته جمعی خواندیم و به ایران برگشتیم. منظره آن نماز جماعت هم عجیب بود و عده زیادی در فرودگاه برای تماشا ایستاده بودند.
چند روز بعد از بازگشت، حضرت امام، ما را برای ارائه گزارش احضار کردند
چند روز بعد از بازگشت حضرت امام ما را برای ارائه گزارش احضار کردند. سوالاتی داشتند و آقایان پاسخ دادند. ایشان فرمودند که عکس العمل های نامه را کدام یک از شما توجه داشتید؟ که عرض کردم بنده چون بیننده بودم دقت می‌کردم آنجا که بحث از مظلومی بود که در کشور شوروی تحت ستم باشد شد برای گورباچف بسیار سنگین بود و دیگری جایی که فرموده بودید اهل علم تان را بفرستید بیایند در قم با علمای ما مباحثه کنند برایشان خیلی سنگین بود و تکان خوردند. حضرت امام چهره شان قدری باز شد و اظهار رضایت کردند.
گورباچف خطاب به خبرنگاری که پس از 10-12 سال، به ملاقات گورباچف رفته بود، گفت: افسوس می‌خورم و ای کاش آن روز از نامه امام (ره) درک بهتری داشتم تا شوروی به این روز نمی‌افتاد.

 


خروج